تبلیغات متنی
خرید بک لینک

دانلود رمان دختر گرگ

[ad_1]


در دانلود رمان دختر گرگ رمان عاشقانه جدیدی برای دانلود شما رمان دوستان عزیز آماده کردیم که در مورد یه دختر شیطون و مغرور که تونازونعمت بزرگ شده بایه برادر متعصب!اسم این دختر رها و اسم برادرش روهامه. این دخترخانوم ما فقط فکرتفریح و خوشگذرونیش با رفیقاش و خانوادشه هیچ دوست پسریم نداشته و نداره و از جنس پسر و عشق بیزاره و عشق رو پوچ و مسخره میدونه اماخبرنداره که خودش بدجور غرق عشق میشه!..

دانلود رمان دختر گرگ

نام رمان: دختر گرگ

نویسنده: رها اسدی

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:617 صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

رمان دختر گرگ

رمان دختر گرگ

یه دخترشیطون و مغرور که تونازونعمت بزرگ شده بایه برادر متعصب!اسم این دختر رها و اسم برادرش روهامه. این دخترخانوم مافقط فکرتفریح و خوشگذرونیش بارفیقاش و خانوادشه هیچ دوست پسریم نداشته و نداره و ازجنس پسروعشق بیزاره و عشق رو پوچ و مسخره میدونه اماخبرنداره که خودش بدجور غرق عشق میشه! تاعاشق نشی نمیفهمی عشق چیه و برات یه کلمه نامفهومیه بایددرگیرش شی و باهاش سروکارپیداکنی بعدکلمه عشق برات جامیفته! عشق که خبرنمیکنه!میکنه!؟ بدون اینکه بخوای میبینی دلتوباختی!عاشق شدی! حالاسرنوشت دخترقصه ماچی میشه..؟ بریم سراغ پسری که قراره تومسیرزندگی رهاقراربگیره یه پسرفوق العاده مغرور و غیرتی! این پسرچه زخم ها و نیش هایی به رهامیزنه!! اسم این آقاپسرمغرورآرسامه! کلکل ها دعواها و ماجرایی زیادی بین این دوشخص پیش میاد اماآخرچی میشه؟؟ سرنوشت چه خوابی براشون دیده…؟؟ نکنه میخوای همشوهمینجابگم!! زحمت بکش خودت بخون ..

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

توخونه تکوتنهانشسته بودم بابارفته بودسرکارش مامانم رفت خرید
روهامه بوزینم که تااخرشب بیرون پلاسه روزکپشومیزاره
الانم خبرش تواتاقش خوابه
حوصلم بدجورسررفته بود ازاین تلویزیونم که آبی گرم نمیشه بهترین فکراینه برم به ترسازنگ
بزنم بریم بیرون
بلندشدم رفتم تواتاقم زنگ زدم به( تری،همون ترسا)
تری:جانم
من:سلام تری جون چطوری خوبی
تری:سلام عزیزم قربونت توخوبی
من:نه زیاد

دانلود رمان دختر گرگ

تری:عه واخدابدنده چیزی شده
من:نه باباتوهم جومیدیاحوصلم سررفته زنگ زدم بهت بانسیموبهارهماهنگ کنی امشب بریم
بیرون
تری:خب باهوش خودت چرازنگ نمیزنی؟
من:خب عزیزم توواردتری
تری:دختره نقطه چین داری منوخرمیکنی؟
من:نه بابااین چه حرفیه بلانسبت خر
تری:عه بیشعورحالاکه اینطوریه خدافظ
من:عه نه غلط کردم لوس نشودیگه
تری:خب حالاباشه ببینم چی میشه بت خبرمیدم
من:قربونت برم من
تری:ایشالله من برم کاری نداری؟
من:نه گمشوبسلامت
تری:خودت گمشوعن خانوم خدافظ

دانلود رمان دختر گرگ

بعدم بدون اینکه منتظرجواب من بمونه گوشیموقطع کرد
دختره پررو
خودموانداختم روتخت که دیدم دراتاقم بازشددیدم روهامه بیشعوره رفتم روبروش ایستادم
دستموگذاشتم روکمرم گفتم:پسره بیتربیت نفهم حالیت نمیشه بایددربزنی؟
خیلی بدم میومد یکی مثل گاوسرشومیندازه میادتواتاقم تویله که نیست
روهام چشاشوبهم مالیدوگفت:کم زربزن مامان کو؟
من:عه عه پسره پرروطلبکاری
شایدمنه فلک زده داشتم لباس عوض میکردم میمون رهام:حالاکه تویه فلک زده درحال تعویض
لباس نیستی باتحکم گفت:میگی ماماکویانه
وای ننه این چرارنگ عوض کرد
یعنی قالب تهی کردم
باصدای لرزون گفتم:ر رفتته خخرریید
روهام:اوکی اینوگفتوازاتاق زدبیرون پسره بیشعور

دانلود رمان دختر گرگ

دراتاقمم نبست چندتافوش آبدارنثارش کردمودراتاقمم بستم یعنی قفل کردم که دیگه بدون
اجازه نیادداخل احمق سادیسمی
خیلی خسته بودم ،نه اینکه کوه کنده بودم،
تری هم که زنگ نزد که خبر بده که میریم بیرون یا نه؟
منم بیخیالش شدم و گرفتم خوابیدم،
صبح ساعت  بیدارشدم خیلی خواب داشتم خستم بودم
پتوروکشیدم روخودم که نفهمیدم چطوری خوابم برد،
باصدای در از خواب بیدارشدم یه لای چشموبازکردم دیدم دراتاقم داره کنده میشه یاخدا چه
خبره؟حمله کردن؟نه من میترسم؟من هنوز جوونم،من میخوام ازدواج کنم ،
همینطوری داشتم با خودم چرت و پرت میگفتم و رفتم تا درو باز کنم ،
سلام واای چته مامان «: دروبازش کردم دیدم مامان داشت لگدمیپروندبه خودم اومدم وگفتم
»؟ دروازجاکندی چه خبره؟چی شده

دانلود رمان دختر گرگ

»؟ کوفت دختره ورپریده دروچراقفل کردی؟هان «: مامان
». تقصیرعاقا پسرته دروقفل کردم که دیگه بدون درزدن نیادتواتاقم، والا «: منم گفتم
ترسااومده نیم ساعته معطله زودبیاپایین «: یه چشم غره بهم رفت، درحالی که میرفت توهال گفت
». کارت داره
» خب میگفتین بیادبالا «: من
میدونی ازکی دارم درمیزنم چشم سفید تاپنج دقیقه پیش «: مامان وایسادبرگشت طرفموگفت
». بالابودکلافه شددیگه ازدست تو،انقدر در زد و باز نکردی
». عه واقعاخب باشه، شمابروالان میام «: من
». سریع رها «: مامان باتحکم گفت
». چشم «: من

بدورفتم گلاب به روتون دست به آب عملیاتو که انجام دادم اومدم،و یه نگاهی به ساعت کردم
ساعت ۲۱ ظهر بود، یا خدا یعنی من از ساعت ۸شب تا الان خواب بودم،
سریع یه لباس خوب پوشیدم موهاموپخش کردم دورمورفتم پایین،
خاک توسرت رهامثل خرس میخوابی منم معطل کردی «: ترسا تا منو دید بلندشد وبا اخم گفت
». بیشعور

دانلود رمان دختر گرگ

بسه بابا حالا توام شلوغش کردی، «: رفتم سمتشوگفتم
». حالابیابریم بالاببینم واس چی این موقع روزمزاحم شدی
بعدم دستشوکشیدم وحرکت کردم سمت اتاقم ،
». دستموولکن وحشی «: تری
در اتاقو بازکردم و هلش دادم تو اتاق،
». دختره عن مگه مجرم گرفتی «: ترسا

»؟ خب چیشد «: من
»؟ چی چیشد «: تری
»؟ ای باباخنگ جونم قرارگذاشتی «: من
» آها آره،ساعت  میریم  برمیگردیم «: تری
». اوکی خوبه «: من
». زهرمار، گمشو برولباستوبپوش توطول میدی «: ترسا
». زوده بابا «: من

دانلود رمان دختر گرگ

». رهابروجون من،میشناسمت دیکه فقط ۴ساعت طول میکشه تا حاضر شی «: ترسا
». ای بابا باشه «: من
بلندشدم رفتم سمت کمدلباسام ،یه مانتومشکیه تنگوکوتاه که روهام خیلی روش حساس بودولی
من دوسش داشتم،

بایه شلوار زرشکی جذب باشال زرشکی کیف کوچیک مشکی،
داشتم میرفتم توحموم بپوشم که،
». خوشگله کجا؟ بزارماهم ازت فیض ببریم «: ترساگفت
». کوفت چش چرون بدبخت «: من
زدزیرخنده وداشت هرهرمیخندید و
منم سرمومتاسف تکون دادمورفتم توحموم لباسمو پوشیدم،

دانلود رمان دختر گرگ

اومدم بیرون یه آرایش دخترونه کردم، بیچاره راست میگه ها ارایش کردنم خیلی طول کشید ،
اخه همیشه چون تمیز ارایش میکنم ،طول میکشه،
کارم که تموم شد نشستم پیش ترسا،
». رهااااا «: ترساباچشای گشادگفت

»؟ جانم «: میدونستم میخوادچی بگه، منم خودموزدم به کوچه علی چپ وخیلی ریلکس گفتم
بعدرفتی « ، ترسا:تومیدونی خانوادت مخصوصا روهام ازاین مانتوی جلف خوششون نمیاد
»؟؟؟ اینوپوشیدی
». بیخی باباگیر نده ،برم اب بخورم بیام «: من
». اوکی خوددانی «: ترساگفت
»؟ کجاتشریف میبرین بسلامتی «: رفتم آشپزخونه خواستم آب بخورم که روهام گفت
». بیرون «: آب و تا ته سرکشیدم برگشتم سمتش گفتم
»؟ بااین وضع «: رهام اشاره ای به لباسام کردوگفت

دانلود رمان دختر گرگ

». مگه چشه خیلیم خوبه «: من
چش نیش دماغه، زود برو مانتوتو «: میخواستم ازآشپزخونه بزنم بیرون که رهام وایسادجلوموگفت
». عوضش کن
»؟ چرااونوقت « : من
». چون من میگم «: رهام
» کی باشی؟ گمشوکنارحوصلتوندارم « : من
بااین حرفم جوری کوبوند توگوشم که پرت شدم زمین
». آیییی «: من
»؟ خاک برسرم چیشده «: مامان باصدای جیغ من سریع پریدتوحال اومدسمتم گفت
»؟ آقاروهام چیشده «: ترسام بدو بدو ازپله ها اومد پایینو باچشای گردسمت روهام گفت

دانلود رمان دختر گرگ

روهام بدون اینکه جواب بده کلافه رفت سمت اتاقش،
مادرحواست بهش باشه من برم یه آب «: مامان آروم بلندم کرد و نشوندم روکاناپه روبه ترساگفت
». قندبیارم براش رنگ و رو به صورتش نمونده
» چشم خاله جون «: ترسا
». بفرمادیدی چه گندی زدی رهاخانوم همینو میخواستی «: ترساروبهم گفت
بدون توجه به اون بلندشدم باگریه رفتم سمت اتاقم
»؟ کجاا «: پشت سرم ترسا هم اومدداشت کیفش وبرمیداش که گفتم
». میرم، ایشالله دفعه بعد،قسمت نبودگلم «: ترسا
بعدآروم گونموبوس کردخدافظی کردورفت پایین
چشام به در خشک شدواشکم سرازیرشد،

 

دانلود رمان عاشقانه دختر گرگ,رمان عاشقانه دختر گرگ, رمان دختر گرگ رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور دختر گرگ, رمان عاشقانه صحنه دار دختر گرگ, رمان عاشقانه ایرانی دختر گرگ, رمان عاشقانه کوتاه دختر گرگ, رمان عاشقانه ۹۸ia دختر گرگ, رمان عاشقانه خارجی دختر گرگ, رمان عاشقانه پلیسی دختر گرگ, رمان عاشقانه دانلود دختر گرگ, دختر گرگ,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان دختر گرگ,دانلود رمان دختر گرگ برای موبایل,عکس شخصیت های رمان دختر گرگ,دانلود رمان دختر گرگ apk,دانلود رمان دختر گرگ نگاه دانلود,رمان دختر گرگ قسمت اول,دانلود رمان دختر گرگ نسخه apk,دانلود رمان دختر گرگ apk,رمان دختر گرگ  قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های رها اسدی



[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *