تبلیغات متنی
آپلود عکس با لینک مستقیم
بلیط هواپیما
خريد ممبر گروه تلگرام
جديدترين مدلهاي پرده
افضل الاطباء العيون
افضل مستشفی عیون
جراحة المياه البيضاء
ساندویچ پانل
download free movies
گنج يابي
باستان شناسي
گنج ودفنيه
کتاب اسرار و علائم نشانه ها

قالب وبلاگ
قاصدون
خريد بک لينک قوي
دفتر
کسب درامد از اينترنت
خريد کتاب گنج يابي
نم نم چت | چت روم فارسی | چت شلوغ
آپلود عکس
رویش بلاگ | ساخت وبلاگ ایرانی

دانلود رمان مرد نامرئی من

[ad_1]


در دانلود رمان مرد نامرئی من رمان عاشقانه جدیدی برای شما آماده دانلود کردیم که این رمان یکم متفاوت است، شاید اولش فکر کنید این طور نیست ولی رفته رفته درست می شود سوالات زیادی درباره ی کاری که شایان کرد و اعتمادش به پرهام بود که اواخر داستان مشخص می شود…

دانلود رمان مرد نامرئی من

نام رمان:  مرد نامرئی من

نویسنده: رویا نیک پور

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:606 صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

دانلود رمان مرد نامرئی من

دانلود رمان مرد نامرئی من

این رمان یکم متفاوت است، شاید اولش فکر کنید این طور نیست ولی رفته رفته درست می شود سوالات زیادی درباره ی کاری که شایان کرد و اعتمادش به پرهام بود که اواخر داستان مشخص می شود…

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خوانیم:

سیگارم رو روی لب روشن کردم وپکی محکم بهش زدم . دستم و روی شیشه گذاشتم ودودشو

حلقه ای بیرون دادم .

انگارخاطراتم همراه سیگار دود می شد .

آرامش بهم تزریق می شد!

خیره شدم به دختری که باگریه وزاری التماسم می کرد . برام لذت بخش بود .

صداش توی گوشم اکو شد

“به پات میوفتم پرهام من دوستت دارم”

“به پات میوفتم پرهام من دوستت دارم”

“به پات میوفتم پرهام من دوستت دارم”

اخمی روی پیشونیم نشست . با لحنی تحقیر آمیز گفتم

-خفه شو هانی!

دانلود رمان مرد نامرئی من

کامی دوباره از سیگارم گرفتم و اون پوزخند همیشگیم رو لبم جا خوش کرد . خیلی وقت بود

اینقدر آرامش نداشتم .

فلشی رو ازتوی داشبورد بیرون آوردم وباتیک تاک روبروش تکون دادم .

۰۴۴ میلیون . –

فلشو ازدستم کشیدوگفت:

–این چیه؟

پوزخندی زدم .

-این فلشو می بینی ۸گیگ حافظه داره ولی خب فیلم جالبیه می تونی ببینی

مکثی کردم وگفتم:

-حالاهم گم شو نمی خوام ببینمت سه روز وقت داری بعد ازسه روز این فیلم اول ازهمه دست

خانوادت وبعد ازاون توی اینترنت فکرکنم لایک بخوره؟ هوم؟

دانلود رمان مرد نامرئی من

تاخواست لب باز کنه ازماشین پیاده شدم وبازوشو توی چنگ گرفتم وازماشین پرتش کردم پائین

.

دستم و تهدیدوار تکون دادم وگفتم :

-فقط سه روز

فریاد زد:

–دوستت دارم!

لب زدم:

-منم همین طور!

چشماش برق زدن:

–جدی؟!

پوزخندی زدم و گفتم:

-نه!!

دانلود رمان مرد نامرئی من

بی توجه به مردمی که باتعجب نگاه میکردن سوارماشین شدم وحرکت کردم .

این دختر عجیب منو کلافه کرده بود . حس تنفر عجیبی نسبت بهش داشتم که تا حالا به بقیه

دخترایی که باهاشون برخورد کردم نداشتم!

سیگارم رو از پنجره ماشین پرت کردم بیرون و از داشبورد گوشیم رو بیرون آوردم . اس ام اسامو

چک کردم ، خدا رو شکر هیچ اس ام اسی از شاهین نداشتم .

گوشی و انداختم بالا وگرفتمش

شماره یک و فشار دادم و تماس برقرار شد .

بدون اینکه بذارم حرفی بزنه گفتم:

-حله . مورد بعدی و بگو . منتظر زنگتم .

بعدم قطع کردم . ماشین و روشن کردم و پامو رو گاز فشردم . امروز خیلی خسته شدم اینقدر با

این دختره ی جیغ جیغو سر و کله زدم .

شعری به یادم اومد که زمانی خونده بودمش و معنیش رو متوجه نشده بودم اما الان خوب می

فهمیدم چی داره میگه!

دانلود رمان مرد نامرئی من

روز ها از پی هم می گذرند و من همانم همانم ولی اندکی بیشتر)تمامی اشعار رمان از خودمه به «

») جز مقدمه

اس ام اسی برام اومد . از شاهین بود . بازش کردم .

–مورد بعدی:

“دختری که اسمش آتارا ، تارا یه همچین چیزایی هست منتظرم کاوه آمار دختره رو برام در بیاره

بهت بدم . منتظر زنگم باش . عصر جایی نرو می خوام بیام پیشت . خدافظ .”

کلافه پوفی کشیدم و به جلو خیره شدم . همیشه از اینکه شاهین بیاد خونم نفرت داشتم . شاید

از اینکه هر کسی بیاد خونم نفرت داشتم .

آره! من به تنهایی عادت کردم و خوشم نمیاد یه مزاحم تو خونم جا خوش کنه .

خوشم نمیاد هیچ آدمی بیاد خونم حتی…

حتی کسایی که دوستشون دارم و برام عزیزن ، که البته دیگه پیدا نمی شه .

بعد اون اتفاق کذایی…

دانلود رمان مرد نامرئی من

سعی کردم بهش فکر نکنم تا حالمو خراب نکنه! سیگاری از جیبم در آوردم و گوشه لبم روشنش

کردم . پک های عمیق می زدم تا فراموش کنم هر چی تو دنیا بود و هست رو.

فراموش کنم منم یه زمانی ساده بودم ، شاهین همیشه بهم می گفت

“پرهام خوبه شکست عشقی نخوردی پسر وگرنه می خواستی چکار کنی؟ بی خیال دنیا بابا”

اون همیشه دل خوش بود ، خوبه والا . ته مونده سیگارم رو انداختم توی سطل زباله ی ماشین .

ماشین رو همونجا کنار خیابون پارک کردم و از ماشین پیاده شدم .

مثل همیشه محکم قدم برداشتم به سمت خونه . کلید انداختم و در رو باز کردم . به سمت

آسانسور رفتم و دکمه ی طبقه ی سوم رو فشار دادم .

اون آهنگ رو مخ تو آسانسور پلی شد . اعصابم خودش خط خطی بود که اینم خطی رو اعصابم

می کشید .

کلافه بودم و دلیل اینهمه کلافکی رو نمی دونستم . به هدفم رسیده بودم و نمی دونم چندمین

دختر رو نابود کردم .

دانلود رمان مرد نامرئی من

این کار یه لذت خاصی برام داشت که تو هیچ کاری این لذت نبود

از آسانسور پیاده شدم و رفتم داخل خونه . خسته بودم . به خاطر هدفم مجبور بودم شاهین و

داخل خونه راه بدم . مجبور بودم این کارا رو بکنم .

ولی آخرش خود شاهین و نابود می کنم .

پوزخندی زدم و رو مبل نشستم . تلوزیون و روشن کردم . تک تک کانالا رو بالا پایین کردم .

هیچی نداشت . به سمت موبایلم رفتم . اس ام اسی از هانیه داشتم .

این دختره ی سیریش مطمئنا حالا حالا ها بیخ ریشمه . باید مطمئنش کنم که بره به درک! دخترا

فقط یه وسیله برای من بودن نه چیز دیگه .

دانلود رمان مرد نامرئی من

اخمی روی پیشونیم جا خوش کرد از اینکه فکر کنم هانیه موندگاره ، من از این دختر متنفرم اون

وقت این مثل کنه خودش بیاد بهم بچسبه؟ چندش آوره!

دانلود رمان مرد نامرئی من

اینکه بازیشون می دادم لذتی وصف نشدنی برام داشت . به قاب عکس کناریم دستی کشیدم .

انگار که تیری در تاریکی زده باشن یه خط سفید بین یه قاب سیاه افتاد .

خاک هاشو پاک کردم و به عکس خودم زل زدم . موقعی که لبخند به لب داشتم!

عکس رو پرت کردم تو دیوار جوری که شکست و هر خورده شیشه اش ریخت هر طرف .

به سمت گوشیم رفتم تا ببینم این دختره چی میگه .

اس ام اسو بازش کردم:

–باشه پرهام . من هر چقدر پول بخوای بهت می دم . ولی بدون بد با دلم کردی . خیلی بد کردی

. تو اصلا می دونی عشق چیه ؟

دانلود رمان مرد نامرئی من

پوزخندی زدم . عشق تو زندگی من جایی نداشت . تو برنامه های من نبود . تصورش هم غیر

ممکن بود . همون موقع پیام جدیدی اومد . نوشته بود:

–پرهام ببین من هنوزم دوستت دارم می تونیم برگردیم مثل اون روزا .

هه چقدر خوش خیال بود . من اگه عاشق بشم به درد لای جرز می خورم .

دانلود رمان مرد نامرئی من

ولی خب انگار قصد نداره اینو بفهمه ؛ چه دختر نفهمی!

در حالی که همیشه می گفت:

» پرهام تو تنها کسی هستی که می تونم درکش کنم «

پوزخند محوی زدم و تایپ کردم:

-ببین هانیه بس کن این حرفا رو . دفعه دیگه هم بخوای مزاحمت ایجاد کنی میام خودم همه

چیزو به بابات میگم .

ارسال رو زدم و گوشی رو پرت کردم اون طرف .

اعصابم خیلی خط خطی بود همشم تقصیر این دختره ی پا پتی بود . گوشیم و قبل از اینکه از رو

 

 

دانلود رمان عاشقانه مرد نامرئی من,رمان عاشقانه مرد نامرئی من, رمان مرد نامرئی من رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور مرد نامرئی من, رمان عاشقانه صحنه دار مرد نامرئی من, رمان عاشقانه ایرانی مرد نامرئی من, رمان عاشقانه کوتاه مرد نامرئی من, رمان عاشقانه ۹۸ia مرد نامرئی من, رمان عاشقانه خارجی مرد نامرئی من, رمان عاشقانه پلیسی مرد نامرئی من, رمان عاشقانه دانلود مرد نامرئی من, مرد نامرئی من,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان مرد نامرئی من,دانلود رمان مرد نامرئی من برای موبایل,عکس شخصیت های رمان مرد نامرئی من,دانلود رمان مرد نامرئی من apk,دانلود رمان مرد نامرئی من نگاه دانلود,رمان مرد نامرئی من قسمت اول,دانلود رمان مرد نامرئی من نسخه apk,دانلود رمان مرد نامرئی من apk,رمان مرد نامرئی من قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های رویا نیک پور

 

 



[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *