تبلیغات متنی
آپلود عکس با لینک مستقیم
بلیط هواپیما
خريد ممبر گروه تلگرام
جديدترين مدلهاي پرده
افضل الاطباء العيون
افضل مستشفی عیون
جراحة المياه البيضاء
ساندویچ پانل
download free movies
گنج يابي
باستان شناسي
گنج ودفنيه
کتاب اسرار و علائم نشانه ها

قالب وبلاگ
قاصدون
خريد بک لينک قوي
دفتر
کسب درامد از اينترنت
خريد کتاب گنج يابي
نم نم چت | چت روم فارسی | چت شلوغ
آپلود عکس
رویش بلاگ | ساخت وبلاگ ایرانی

دانلود رمان منو فراموش کن

[ad_1]


در دانلود رمان منو فراموش کن رمان عاشقانه جدید دیگری برای شما عزیزان قرار دادیم که در مورد یک عشق آتشین در سال های قبل از انقلاب هست و ساغر ۱۶ سالشه و از بچگی برای پسرعموش در نظر گرفته شده اما این موضوع اون رو عذاب می ده که پیشنهاد ازدواج اون و پسر عموش مسعود، از جانب پدر خود ساغره و سعی می کنه که پدرش رو متقاعد کنه که میلی به انجام این ازدواج نداره. از طرفی یکی از پسرهای متمول شهر به نام فرهاد عمیقا به ساغر علاقه داره و به هر کاری دست می زنه تا اون رو به دست بیاره. اما بر ملا شدن رازی از زندگی فرهاد، ساغر از اون متنفر میشه و این مسئله موجبات دشمنی فرهاد رو فراهم می کنه و باعث میشه ساغر به فکر راه چاره بیفته…

دانلود رمان منو فراموش کن

نام رمان: منو فراموش کن

نویسنده: دل آرا دشت بهشت

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:678 صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

عکس و تصویر

رمان عاشقانه

در مورد یک عشق آتشین در سال های قبل از انقلاب هست و ساغر ۱۶ سالشه و از بچگی برای پسرعموش در نظر گرفته شده اما این موضوع اون رو عذاب می ده که پیشنهاد ازدواج اون و پسر عموش مسعود، از جانب پدر خود ساغره و سعی می کنه که پدرش رو متقاعد کنه که میلی به انجام این ازدواج نداره. از طرفی یکی از پسرهای متمول شهر به نام فرهاد عمیقا به ساغر علاقه داره و به هر کاری دست می زنه تا اون رو به دست بیاره. اما بر ملا شدن رازی از زندگی فرهاد، ساغر از اون متنفر میشه و این مسئله موجبات دشمنی فرهاد رو فراهم می کنه و باعث میشه ساغر به فکر راه چاره بیفته…

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

مچ دست عالیه رو چسبیدم و در حالی که می دویدیم، گفتم:

– بدو عالیه تا بهمون نرسیده.
عالیه سرش رو به عقب برگردوند و همزمان با صدای جیغش چادرم از سرم کشیده شد و دستی
روی شونه ام نشست و در کسری از ثانیه محکم به دیوار کوبیده شدم. چشم هام و از درد بستم.
– از کی فرار می کنی ها؟!
چشم هام و باز کردم، از نگاهش خون می بارید.
– آقا فرهاد تو کوچه ایم زشته.
بدون اینکه نگاهش رو از من برداره خطاب به عالیه توپید:
– تو خفه.

دانلود رمان منو فراموش کن
نگاهم به زنجیر بی پلاک دور گردنش بود. نوک انگشتش که به چونه ام رسید، سرم رو با حرص
عقب کشیدم، دندون هاش و به هم سایید:

– علی چی می گه؟ بابات زده؟
ابروهام و تو هم کشیدم:
– نه به تو ربطی داره نه به اون علی دهن لق.
نگاهش به موهای باز و برهنه ام افتاد، در حالی که هنوز اخم عمیقی روی ابروهاش بود زمزمه کرد:
– سرت و بپوشون … صد دفعه گفتم یه چیزی زیر چادر سرت کن.
در حالی که چادر رو روی سرم می انداختم گفتم:
– یادم نمیاد گفته باشم چشم!
دو دستش رو دو طرف سر من به دیوار زد و صورتش رو نزدیک کرد و گفت:
– به وقتش می گی، حالا هم فقط یه بهونه بده دستم تا سر بابات و ببُرم.
دستم رو روی سینه اش گذاشتم و از لای دندون هام گفتم:

دانلود رمان منو فراموش کن

– فقط از زندگی من گمشو بیرون.
پوزخندی زد و نگاهش روی دستم ثابت موند و گفت:
– بذار همچنان ملاحظه ی تو کوچه بودنمون رو کنم.
دستم رو سریع برداشتم، پوزخندش عمیق تر شد. نگاهم کشیده شد به سمت عالیه، که با
استرس طول کوچه رو می پایید.
فرهاد در حالی که نگاهش هنوز روی سینه خودش بود با غیظ گفت:
– عالیه؟
عالیه فورا گفت:
– بله آقا فرهاد.
نگاهش رو تا چشم هام بالا آورد:

دانلود رمان منو فراموش کن

– جریان چیه؟
عالیه ترسان به من نگاه کرد، سرم رو به معنی نه تکون دادم، که دست فرهاد روی گلوم نشست:
– پس خبریه نه؟
با صدای خشنی گفت:
– عالیه …. منتظرم.
عالیه با استرس گفت:
– من نمی دونم آقا فرهاد.
فشار دست فرهاد روی گلوم زیاد شد، اونقدر که به سرفه افتادم، عالیه به گریه افتاده بود:
– آقا فرهاد، خفه شد.

دانلود رمان منو فراموش کن

– منتظرم عالیه … جریان چیه؟
به ذره ای هوا احتیاج داشتم که فرهاد با فشار دست هاش این اجازه رو نمی داد، دست هام که
سعی داشتم باهاشون دست فرهاد رو از گردنم باز کنم بی حس شدن، و چشم هام داشت بسته
می شد.
– باباش می خواد بدش به پسر عموش مسعود.
دست فرهاد آروم شل شد، حجم عظیم هوا رو با حرص بلعیدم و سرفه های سنگینم شروع شد.
– تو هم موافقی آره؟
چشم هام و به زور باز کردم. تار می دیدمش. سرم رو به دیوار تکیه دادم و سعی کردم نفس عمیق
بکشم.
کم کم دیدم واضح شد. با اخم عمیقی داشت نگاهم می کرد. عالیه هم با چشم های درشت شده
از وحشت نگاهش بین من و فرهاد گردش می کرد. در جواب فرهاد، در حالی که نفس نفس می
زدم گفتم:
– به تو ربطی نداره.

دانلود رمان منو فراموش کن

دندون قروچه ای رفت و گفت:
– ربطش رو بعد بهت نشون می دم.
کمی فاصله گرفت، با دستم گردنم رو آروم ماساژ دادم. یک دستش رو به دیوار زد و انگشت اشاره
ش رو به نشونه تهدید جلوی صورتم گرفت:
– بشنوم دل به حرف بابات دادی، نه چیزی از مسعود باقی می مونه نه بابات. حالیته؟
بی حرف نگاهش می کردم. یهو با صدای بلند و داد مانندی تکرار کرد:
– حالیته یا نه؟!
عالیه به جای من جواب داد:
– حالیشه آقا فرهاد، حالیشه.

قدمی عقب رفت و با سر اشاره زد که بریم. چادرم رو روی سرم مرتب کردم و عالیه هم سریع
وسایل خیاطیم رو که روی زمین ریخته بودن، جمع کرد. بدون اینکه نگاهی به فرهاد بندازم از
کنارش رد شدم و با عالیه هم قدم شدم.
– ساغر؟

دانلود رمان منو فراموش کن

ایستادم. عالیه ترسان نگاهم کرد.
– یه لحظه نگام کن.
بینیم و بالا کشیدم و به سمتش برگشتم. فرهاد سعی کرد لبخند بزنه، اما اصلا موفق نبود؛ انگار
لبخند واسه صورتش یه وصله ی ناجور بود. بی خیال لبخند زدن شد و با صدای آرومی گفت:
– معذرت می خوام.
انگار عذر خواهیش واسم نشونه ی قدرت بود. پوزخندی زدم و دستم رو به گلوم رسوندم. نگاه
غمگینش رو به دستم دوخت. خوب بلد بودم عذاب وجدانش رو بیدار کنم )در واقع مرض داشتم!(
دست هاش و توی جیب شلوارش کرد و نگاهش رو به چشم هام دوخت. بازوم توسط عالیه کشیده
شد و دوباره با هم، هم قدم شدیم تا بریم به این کلاس خیاطی نحس شده.

دانلود رمان منو فراموش کن

 

دانلود رمان عاشقانه منو فراموش کن,رمان عاشقانه منو فراموش کن, رمان منو فراموش کن رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور منو فراموش کن, رمان عاشقانه صحنه دار منو فراموش کن, رمان عاشقانه ایرانی منو فراموش کن, رمان عاشقانه کوتاه منو فراموش کن, رمان عاشقانه ۹۸ia منو فراموش کن, رمان عاشقانه خارجی منو فراموش کن, رمان عاشقانه پلیسی منو فراموش کن, رمان عاشقانه دانلود منو فراموش کن, منو فراموش کن,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان منو فراموش کن,دانلود رمان منو فراموش کن برای موبایل,عکس شخصیت های رمان منو فراموش کن,دانلود رمان منو فراموش کن apk,دانلود رمان منو فراموش کن نگاه دانلود,رمان منو فراموش کن قسمت اول,دانلود رمان منو فراموش کن نسخه apk,دانلود رمان منو فراموش کن apk,رمان منو فراموش کن قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های دل آرا دشت بهشت

 



[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *