متن عاشقانه من یادتو میکنم آنها دلشان پر می کشد

[ad_1]

من یاد “تو” میکنم ….آنها دلشان پر می کشد !

متنی زیبا و عاشقانه یادتو 

درست همانجا که خیال تو سنگینی میکند !!
.
.
.

دقت کن برگهای تقویم را از کجا می کَنی و مرا در صفحات باقی مانده -تنها- میگذاری …

دقت کن از کجا میروی … نیایم دنبالت … رد پاهایت را نگاه کن … نمانند !!

تیتر روزنامه های فردا بی خیالی و سر به هوایی من است و دل ِ سنگ ِ تو !
این روزها مونولوگ می نویسم ! نمیدانم چرا بیشتر به کارم می آید … و آرزوهایی که نیامده در دست باد تو را فریاد می زنند ! چقدر بی آبرویند ! من یاد تو میکنم …. آنها دلشان پر می کشد !

میگذارم اسمش را همذات پنداری با نویسنده … نویسنده کسی است که حرفهای تو را میگوید ، درست زمانی که قدرت بیانش را نداری … درست زمانی که یک دنیا واژه روی حلقت سنگینی می کند و تا بالا نیاوریشان و پشت سر هم ردیفشان نکنی ، دست از سر کچلت برمیدارند …
و فقط مینویسی به امیدی که -او- بخواند ، تو مینویسی -او- بخواند ، -او-های دیگران میخوانند و تا تهش را می بلعند … اما -او-ی اصلی ِ تو اصلا نمی خواند …

بعد بغض میکنی … میخواهی جرشان بدهی برگهای تقویم و کاغذهایی که از قلمت سیاهند … کاغذهایی که تکثیر شده … هرچقدر هم نابود کنی ، باز هست …

-او- بالاخره میخواند ، اما نه منظور ترا می فهمد ، نه می فهمد -او-ی نویسنده ی متن بوده ! …

این -او-ها کجای روزگار جا مانده اند ؟!

یادتو در خاطراتم در همه لحظای بی کسیو و تنهایی

یادتو در لحظات دلتنگی خاطرتو برای من عزیزه

 

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *