عکس دونفره عاشقانه جدید یار همیشگی

[ad_1]

عکس دونفره عاشقانه جدید یار همیشگی

به ادامه مطلب بروید………

عکس دونفره عاشقانه جدید یار همیشگی

عکس-دل نوشته

عکس دونفره عاشقانه جدید یار همیشگی

عکس دونفره عاشقانه جدید یار همیشگی

برای دوستی آمده ای

اما …

پرچم گیسوانت

سیاه تر از آن است

که صلحمان بشود!

عکس دونفره عاشقانه جدید یار همیشگیعکس دونفره عاشقانه جدید یار همیشگی

از بیداری فرار می کنی به خواب

می بینی

جای دستبند بر بیداریت درد می کند

جای لب های خالی بر پیشانیت

جایت در زندگی درد می کند

زخم است …

عکس دونفره عاشقانه جدید یار همیشگی

عقربه …

اسمی است با مسمّی

که هر حرکت کوچکش

نیشی است زهرآگین

بر قامت کوتاه عمر

 

عکس دونفره عاشقانه جدید یار همیشگی

با یارم و وابستگی‌ام بیشتر است

خوشبختم و بیچارگی‌ام بیشتر است

یک روز کویر عاشقی گفت به من

دریا شدم و تشنگی‌ام بیشتر است

عکس دونفره عاشقانه جدید یار همیشگی

 

شب ها و روزان ملال آور

با مردمانی مسخ و بی باور

دلها همه آیینه اما تار

تکرار در تکرار در تکرار

محبوس این زندان بی روزن

می سوزم از درد جدایی من

تا چند لولیدن در این مرداب؟

ای مرگ، ای زیبا، مرا دریاب!

 

عکس دونفره عاشقانه جدید یار همیشگی

 

آرزوها سپیدند

سپیدۀ بامدادان

خاطرات سپیدند

سپیدۀ شامگاه

 

عکس دونفره عاشقانه جدید یار همیشگی

 

زرد و نیلی و بنفش
سبز و آبی و کبود
با بنفشه ها نشسته ام
سالهای سال
صیحهای زود
در کنار چشمه سحر
سر نهاده روی شانه های
یکدگر
گیسوان خیس شان به دست باد
چهره ها نهفته در پناه سایه های شرم
رنگ ها شکفته در زلال عطرهای گرم
می ترواد از سکوت دلپذیرشان
بهترین ترانه
بهترین سرود
مخمل نگاه این بنفشه ها
می برد مرا سبک تر از نسیم
از بنفشه زار باغچه

ز بنفشه زار باغچه
تا بنفشه زار چشم تو
که رسته در کنار هم
زرد و نیلی و بنفش
سبز و آبی و کبود
با همان سکوت شرمگین
با همان ترانه ها و عطرها
بهترین هر چه بود و هست
بهترین هر چه هست و بود
در بنفشه زار چشم تو
من ز بهترین بهشت ها گذشته ام
من به بهترین بهار ها رسیده ام
ای غم تو همزبان بهترین
دقایق حیات من
لحظه های هستی من از تو پر شده ست

آه
در تمام روز
در تمام شب
در تمام هفته
در تمام ماه
در فضای خانه کوچه راه
در هوا زمین درخت سبزه آب
در خطوط درهم کتاب
در دیار نیلگون خواب
ای جدایی تو بهترین بهانه گریستن
بی تو من به اوج حسرتی
نگفتنی رسیده ام

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان خرچنگ و ماهی

[ad_1]

دانلود رمان خرچنگ و ماهی

به ادامه مطلب بروید………….

دانلود رمان خرچنگ و ماهی

رمان

دانلود رمان خرچنگ و ماهی

در مورد ماجرا از نفوذ دو مرد در میان خلافکارها اغاز میشه دومرد کاملا متفاوت دومرد که مدتهاس برای رسیدن به این روز تلاش کردند اما حضور یک دختر،دختری از جنس پروانه مسیر رو عوض میکنه دختری که از پدرش یک زندگی اروم و شاد میخواد نه پول و ثروت،ونه زندگی که باید از ترس دشمنان و رقبا،زندانی باشه نه زندگی که،در اون  نیاز به محافظ داشته باشه اون هم محافظی از جنس عقرب داستان زیبا و مهیج والبته رمز الودی در انتظار خوانندگان این رمان هست‌….

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

قطرات عرق از روی شونه هام سر میخورد و روی کف سرامیک میریخت…نزدیک به یه ربعی
میشد که داشتم شنا میرفتم…موهام خیس عرق شده بود هر روز صبح این کار من بود ….یه شنای
دیگه رفتمو خودمو رو سرامیک خنک خونه رها کردم….این خنکی حس خوبی رو بهم القا
میکرد….به سقف نگاه کردمو حرفای سعید و به خاطر اوردم….
سعید_کم کم داره جور میشه…حسابی ترسیده ….ای کاش من و تو رو یه جا باهم ببره…..خلافش
بیش از اندازه شده حسابی واسه خودش دشمن تراشیده اینطوری کار ما هم خیلی سخت تر
میشه…..دیشب با تمنا صحبت کردم…بعد از حرفام زد زیر گزیه…..

دانلود رمان خرچنگ و ماهی
چشمام رو کوتاه رو هم گذاشتم….باید سعید و از اومدن منصرف میکردم….ولی حرف حساب تو
کتش نمیرفت…..سریع از جام بلند شدمو رفتم طبقه ی بالا تا یه دوش بگیرم . حوله ی سفیدو رو
دوشم انداختمو رفتم سمت حموم….عادت داشتم کیسه بکشم تا کوچکترین اثری از عرق رو تنم
نمونه….از شونه هام شروع کردم تا اینکه رسیدم به وسط کمرم و دم عقرب سیاه…خالکوبی که
مربوط به گروه عقرب سیاه جمشید بود …کسی که منو سعیدو به عطار فروخت….عطار یکی از
قتچاقچیای مواد بود یه مرد مسن که خیلی خوش اخلاق بودو اصلا بهش نمیومد تو کار خلاف
باشه…ولی ناکس زیر ابی زن حرفه ایی بود….تنها خلافشم قاچاق مواد مخدر بود…برای حفاظت از
خودش چندتا بادیگار از جمشید خرید که منو سعید هم جزوشون بودیم

دانلود رمان خرچنگ و ماهی

شیر اب رو بستم و حوله پیچ زدم بیرون…به ساعت ساده ایی که روی دیوار اتاق کوچیکم وصل
بود نگاه کردم …ساعت ۶ و ۵۴ دقیقه بود ….با حوله سریع موهامو خشک کردم و کت شلوار
مخصوص مشکیمو پوشیدم ….به چهرم تو ی اینه ی کوچی روی دیوار خیره شدم….چهرم عین
گانگسترا بود ….مخصوصا با اون ابروهایی که خشن تو هم رفته بود و سعید همیشه میگفت )ابرو
های طاقدار و وحشیت تو حلقم(…. سعید خیلی غر میزد و غد غد میکرد و اکثر اوقات دعوا راه
مینداختو من باید جمعش میکردم….واسش یه جور پارتی کلفت بودم چون کسی جرائت پلکیدن
دور منو نداشت….
از پله ها پایین اومدم …عطار و بادیگارداش ساعت ۸میرسیدن ویلا پس باید اوضاع رو چک
میکردم…..بیسیم رو روشن کردم…دست دیگم رو تو جیب کردمو کریم خطاب قرار دادم….
_کریم بیا داخل بیاید گزارش بدی…
کریم_چشم رییس

دانلود رمان خرچنگ و ماهی

تو یه دقیقه خودشو رسوند کنار دم ورودی ….محکم و استوار مثل همیشه جلوش وایستادم…..
_خب؟
کریم_همچی طبیعیه رییس…. ۵نفر تو حیاط پشتی و ۵نفر با سگاشون تو حیاط اصلی ….مثل
همیشه…دوربیناهم مورد مشکوکی ضبط نکردن…..
_خوبه برو سر پستت
کریم_چشم
بعد از رفتنش رفتم کنار اشپزخونه ایستادم….هر دو اشپز زن مشغول اشپزی بودن ….ظاهرا اینجا
هم مشکلی نداشت…
۸وربع سعید زنگ زد…
سعید_رییس ما نزدیکه ویلاییم

این یعنی ۶دونگ حواسا جمع شه….با باز شدن در هر دو ماشین تو حیاط پیچیدن….با قدم های
سریع و محکم کنار ماشین عطار ایستادم…..

دانلود رمان خرچنگ و ماهی

در باز شدو سره کم موی عطار پیدا شد….با تیپ سرتا پا سفیدی که اصلا به سنش نمیخورد پیاده
شد….کمی هن هن کردو بهم لبخند زد..
_خیلی خشومدین قربان
عطار_ مثل همیشه پر قدرت و خشن….افرین….
از تعریفاش ذوق نمیکردم …لابد فکر میکرد تموم کارام تظاهر و فیلمه تا به چشش بیام ولی من
تظاهر به چیزی نمیکردم چون برام مهم نبود اونم واسه کی ؟عطار…هه…..از کنارم رد شد و
معشوقه ی مزخرفش هم پیاده شدو با اون ادامس یه کلوییش بهم لبخند چندش اوری زدو دنبال
عشق لب گورش راه افتاد وداخل شد….بقیه ی محافظا هم از ماشین پشتی پیاده شدن که نزدیک
۴نفر بودن….چشمم به سعید خورد که باز داشت به بغل دستیش غر میزد

دانلود رمان خرچنگ و ماهی

سعید_هووو چته یابو ترمز بریدی مگه…نمیبینی دارم پیاده میشم…..؟
شاهین هم نگاه غضبناکی بهش انداخت …دوست داشت سرش و بکنده ولی وقتی میدید من
پشتشم دیگه جیکشم در نمیومد….سعید با کت و شلوار نامرتبش اومد سمتم…..لبخند پهنی زدو
کنارم وایستاد
سعید_چطوری رییس دلم برات تنگ شده بود..
_تو نمیتونی مث ادم با بچه ها کنار بیای…؟
سعید_جون سعید بی خیال شو…تو که شایان و میشناسی ….تقصیر اونه دارم مثه ادم پیاده
میشم اونم عین یابو هل میده….
_خیله خب بروتو انقدر نق نزن دیگه….
بادش خوابیدو غرغر کنان داشت میرفت داخل

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان این مرد ویران است جلد اول – سناتور کاربر انجمن نگاه دانلود

[ad_1]

دانلود رمان این مرد ویران است جلد اول – سناتور کاربر انجمن نگاه دانلود

: با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)

دانلود رمان این مرد ویران است جلد اول - سناتور کاربر انجمن نگاه دانلود

خب ژانر رمان این مرد ویران است جلد اول چیه ؟
عاشقانه . تراژدی

خب رمان این مرد ویران است جلد اول چند صفحه داره ؟

۳۱۱

خلاصه رمان این مرد ویران است جلد اول

اسپرسو خورده ای؟
تلخ است؛مزه ی زهرمار می دهد…
و حال من داستانی را روایت می‌کنم که مزه ی اسپرسو می دهد؛
اسپرسویی لبریز از جنون نوجوانی!
لبریز از نفرت…
لبریز از عشق نهفته در ابعاد بی هویتی!
لبریز از اجبار…
لبریز از غم…
لبریز از بیچارگی…
لبریز از ندانستن ها و پیش داوری ها…
الیسیما سپهری؛نوجوانی که نفرتش از سر بی مهری هاست و در پس این نفرت،از درونش انتقام فوران می‌کند.
او دنبال یک راه حل است؛شاید یک ورد که بتواند در عرض سه روز سام را نیست و نابود کند.فقط سه روز؛سه روز لعنتی…
و اما سام کیست؟یک مرد ویران یا ویرانگر؟الیسیما مقصر است یا سام؟ چه کسی ویرانگر است و چه کسی ویران شده؟

چند صفحه ای اول رمان : این مرد ویران است جلد اول با هم بخونیم

ما مردها ویرانیم!
این را از صدایمان بفهمید؛
وقتی بم است!
***
((به نام او…))
ماتیکم را بر می دارد،به شیشه ی اتاقم می کوبد.ماتیک سبک است،در حد چند گرم؛ اما قدرت خشم او از
ماتیک یک سنگ آهن سنگین می سازد و محکم به شیشه برخورد می کند و شیشه ترک برمی دارد.سام عصبانی است؛

آن قدر عصبانی که دوست دارد مرا مانند زال به قله ی قاف بفرستد ؛ اما میداند،مانند سام پهلوان،پشیمان می شود و

آخِر برای بازگرداندنم آسمان و زمین را بهم می ریزد…
صدای برخورد مفصل هایش را می شنوم؛فراتر از تصورم،عصبانی است. چشم های سرخ شده اش را در نگاهم دوخته است..

چشم هایش طوفانی اند.دندان هایش را روی هم می ساید.دوست دارد فریاد بکشد،می‌دانم!.اما فریاد نمی کشد!لال است؛

لالش کرده ام،صدایش را بریده ام!و شاید بریده ایم…از خشم می لرزد !
نفس های داغ و محکمش،مانند سیلی بر صورتم می نشینند و خبر از آتشفشان درونش می دهد.

امیدوارم رمان این مرد ویران است جلد اول خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

اگر شما نویسنده رمان این مرد ویران است جلد اول هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید !

منبع تایپ رمان : negahdl.com

به این پست امتیاز دهید.

Rate this post


‘ );
w.anetworkParams[ ad.id ] = ad;
d.write( ‘

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان یاقوت سرخ – کریستین گی یر

[ad_1]

دانلود رمان یاقوت سرخ – کریستین گی یر

: با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)

دانلود رمان اقوت سرخ - کریستین گی یر

خب ژانر رمان یاقوت سرخ چیه ؟
عاشقانه

خب رمان یاقوت سرخ چند صفحه داره ؟

۲۳۵

خلاصه رمان یاقوت سرخ

گوئنت شپرد در خانواده‌ای متولد شده است که وارث ژن عجیبی هستند: سفر در زمان.

برای شانزده سال، دخترخاله گوئنت، شارلوت برای سفر زمان آموزش دیده و آماده شده بود ولی بر خلاف تصور همه،

گوئنت وارث این ژن بوده است. آنچه انتظار او را می‌کشد ماجرایی مرموز و پیچیده در قرن هجدهم لندن است که ممکن است حتی به قیمت زندگی او تمام شود.

گوئنت باید همراه با حامل ژنی دیگر از خانواده‌ای مرموز، گیدئون دو ویلر، پرده از رازی که در پس حلقه مرموز مسافران زمان است بردارد. و در این راه به هیچ کس، حتی قلب خودش، نمی‌تواند اعتماد کند…

چند صفحه ای اول رمان : یاقوت سرخ با هم بخونیم

مدت‌ها طول می‌کشید تا مردم به دویدن صبحگاهی علاقه‌مند شوند و هوا هنوز برای گدایانی که با یک روزنامه روی نیمکت‌های پارک می‌خوابیدند خیلی سرد بود.

کرونوگراف را با دقت لای پوشش پیچید و آن را در کوله‌اش انداخت.

زن جوان بر روی گل‌های زعفران پژمرده کنار یکی از درختان در کناره شمالی رود سرپنتین۱ چمباتمه زده بود.

شانه‌هایش می‌لرزید و شبیه حیوانی زخمی نومیدانه هق‌هق می‌کرد.

تحمل این صحنه برای مرد سخت بود؛ ولی از روی تجربه می‌دانست که بهتر است او را تنها بگذارد. برای همین در کنارش بر روی علف‌های خیس از شبنم نشست و به سطح آرام آب خیره شد و صبر کرد.

بالاخره زن بینی‌اش را گرفت و با صورتی خیس از اشک به طرف او برگشت: “دستمال کاغذی اختراع شده؟”

“نمی‌دونم؛ ولی می‌تونم یک دستمال گلدوزی شده بهت بدم که دقیقا به درد همین زمان می‌خوره.”

“خدای من! از گریس۲ کش رفتی؟”

“نگران نباش، خودش به من داد. اگه دلت می‌خواد می‌تونی دماغتو با اون بگیری، شاهزاده خانم.”
زن جوان پوزخندی زد و دستمال را به او پس داد. “دیگه به درد نمی‌خوره، متأسفم”.

“اصلا مهم نیست. مخصوصا اگه دیگه گریه نکنی”.
دوباره اشک در چشم‌های زن پر شد. “نباید اون رو رها می‌کردیم. به ما احتیاج داره! ما اصلا نمی‌دونیم که بلوف ما جواب میده یا نه… و الان دیگه هیچ شانسی هم برای فهمیدنش نداریم”.

“اگر می‌مردیم؛ حتی از الان هم کمتر به دردش می‌خوردیم”.

رمان یاقوت سرخ از کریستین گی یر

امیدوارم رمان یایقوت سرخ خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

اگر شما نویسنده رمان یاقوت سرخ هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید !

منبع تایپ رمان : romansara.org

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان باغ ممنوعه – پردیس شریعتی

[ad_1]

دانلود رمان باغ ممنوعه – پردیس شریعتی

: با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)

دانلود رمان باغ ممنوعه - پردیس شریعتی

خب ژانر رمان باغ ممنوعه چیه ؟
ترسناک،ماجراجویی و هیجانی

خب رمان باغ ممنوعه چند صفحه داره ؟

۸۴

خلاصه رمان باغ ممنوعه

داستان درمورد دختریه که به باغ روبه روییشون مشکوک می شه و از سر شیطونی و کنجکاوی می خواد سر از راز این باغ دربیاره که چرا همیشه درش با زنجیر و قفل بسته اس؟ چرا تو این سالها تا حالا ندیده کسی حتی یه بار واردش بشه؟ اصلا داخل این باغ چی هست؟ وکلی سوال دیگه که دختر نمی دونسته که پشت در این باغ چه اتفاق هولناکی درحال وقوعه و وقتی میف همه که دیگه توی دردسر افتاده.

چند صفحه ای اول رمان : باغ ممنوعه با هم بخونیم

-آخ جون!
از خوشحالی کف دوتا دستامو به هم زدم و پریدم هوا. بابا از حرکتم خنده اش گرفته بود.
بابا_خیلی خب حالا دختره ی گنده خجالت بکش مثل بچه ها بالا و پایین می پره.
-آخه خیلی خوشحالم خیلی وقت بود که دلم هوای باغو کرده بود.‌ در ضمن دلمم واسه ی

گلنار و الهه خانوم و حاج حسین خیلی تنگ شده. مامان که از آشپزخونه اومده بود بیرون گفت:
-راست می گه منم خیلی دلم تنگ شده براشون. خوب شد که برنامه گذاشتیم بریم باغ

درسته که امسال تنهاییم و خاله اینا نیستن باهامون، ولی هم ما دلمون تازه می‌شه هم الهه و حسین آقا.

یاد سال قبل افتادم که با خاله اینا رفته بودیم باغ. چه تعطیلات مسخره ای، با وجود اون

رهای افاده ای اصلا بهم خوش نگذشت چه خوبه که امسال خاله اینا نیستن. از فکر خودم خنده ام

گرفته بود که بابا گفت:
-پس وسایلو کم کم آماده کنید که پس فردا راه بیافتیم. هر چیزی که لازم دارید بردارید چون به احتمال

زیاد نصف تابستونو اونجا بگذرونیم.

خوشحالیم دو برابر شد. من هیچ وقت از اون ده قدیمی و باغش خسته نمی شم.

درسته که باغ ما تقریبا یه جای دور افتاده بود،

امیدوارم رمان باغ ممنوعه خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

اگر شما نویسنده رمان باغ ممنوعه هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید !

منبع تایپ رمان :negahdl.com

به این پست امتیاز دهید.

دانلود رمان باغ ممنوعه – پردیس شریعتی

5 از 4 رای


‘ );
w.anetworkParams[ ad.id ] = ad;
d.write( ‘

[ad_2]

لینک منبع