تبلیغات متنی

AvaxBlog
گیتی گشت
رویال گشت
ایجاد وبلاگ
هانیا بلاگ
ساخت بلاگ
خبراول
املاک هومکده
املاک کاشانه
آموزشگاه زبان
ایمن سرا
ایده پردازان
خانه هوشمند
خانه هوشمند
هوشمند سازی ساختمان
دوربین مداربسته

ایده پردازان

دانلود رمان منو فراموش کن

[ad_1]


در دانلود رمان منو فراموش کن رمان عاشقانه جدید دیگری برای شما عزیزان قرار دادیم که در مورد یک عشق آتشین در سال های قبل از انقلاب هست و ساغر ۱۶ سالشه و از بچگی برای پسرعموش در نظر گرفته شده اما این موضوع اون رو عذاب می ده که پیشنهاد ازدواج اون و پسر عموش مسعود، از جانب پدر خود ساغره و سعی می کنه که پدرش رو متقاعد کنه که میلی به انجام این ازدواج نداره. از طرفی یکی از پسرهای متمول شهر به نام فرهاد عمیقا به ساغر علاقه داره و به هر کاری دست می زنه تا اون رو به دست بیاره. اما بر ملا شدن رازی از زندگی فرهاد، ساغر از اون متنفر میشه و این مسئله موجبات دشمنی فرهاد رو فراهم می کنه و باعث میشه ساغر به فکر راه چاره بیفته…

دانلود رمان منو فراموش کن

نام رمان: منو فراموش کن

نویسنده: دل آرا دشت بهشت

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:678 صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

عکس و تصویر

رمان عاشقانه

در مورد یک عشق آتشین در سال های قبل از انقلاب هست و ساغر ۱۶ سالشه و از بچگی برای پسرعموش در نظر گرفته شده اما این موضوع اون رو عذاب می ده که پیشنهاد ازدواج اون و پسر عموش مسعود، از جانب پدر خود ساغره و سعی می کنه که پدرش رو متقاعد کنه که میلی به انجام این ازدواج نداره. از طرفی یکی از پسرهای متمول شهر به نام فرهاد عمیقا به ساغر علاقه داره و به هر کاری دست می زنه تا اون رو به دست بیاره. اما بر ملا شدن رازی از زندگی فرهاد، ساغر از اون متنفر میشه و این مسئله موجبات دشمنی فرهاد رو فراهم می کنه و باعث میشه ساغر به فکر راه چاره بیفته…

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

مچ دست عالیه رو چسبیدم و در حالی که می دویدیم، گفتم:

– بدو عالیه تا بهمون نرسیده.
عالیه سرش رو به عقب برگردوند و همزمان با صدای جیغش چادرم از سرم کشیده شد و دستی
روی شونه ام نشست و در کسری از ثانیه محکم به دیوار کوبیده شدم. چشم هام و از درد بستم.
– از کی فرار می کنی ها؟!
چشم هام و باز کردم، از نگاهش خون می بارید.
– آقا فرهاد تو کوچه ایم زشته.
بدون اینکه نگاهش رو از من برداره خطاب به عالیه توپید:
– تو خفه.

دانلود رمان منو فراموش کن
نگاهم به زنجیر بی پلاک دور گردنش بود. نوک انگشتش که به چونه ام رسید، سرم رو با حرص
عقب کشیدم، دندون هاش و به هم سایید:

– علی چی می گه؟ بابات زده؟
ابروهام و تو هم کشیدم:
– نه به تو ربطی داره نه به اون علی دهن لق.
نگاهش به موهای باز و برهنه ام افتاد، در حالی که هنوز اخم عمیقی روی ابروهاش بود زمزمه کرد:
– سرت و بپوشون … صد دفعه گفتم یه چیزی زیر چادر سرت کن.
در حالی که چادر رو روی سرم می انداختم گفتم:
– یادم نمیاد گفته باشم چشم!
دو دستش رو دو طرف سر من به دیوار زد و صورتش رو نزدیک کرد و گفت:
– به وقتش می گی، حالا هم فقط یه بهونه بده دستم تا سر بابات و ببُرم.
دستم رو روی سینه اش گذاشتم و از لای دندون هام گفتم:

دانلود رمان منو فراموش کن

– فقط از زندگی من گمشو بیرون.
پوزخندی زد و نگاهش روی دستم ثابت موند و گفت:
– بذار همچنان ملاحظه ی تو کوچه بودنمون رو کنم.
دستم رو سریع برداشتم، پوزخندش عمیق تر شد. نگاهم کشیده شد به سمت عالیه، که با
استرس طول کوچه رو می پایید.
فرهاد در حالی که نگاهش هنوز روی سینه خودش بود با غیظ گفت:
– عالیه؟
عالیه فورا گفت:
– بله آقا فرهاد.
نگاهش رو تا چشم هام بالا آورد:

دانلود رمان منو فراموش کن

– جریان چیه؟
عالیه ترسان به من نگاه کرد، سرم رو به معنی نه تکون دادم، که دست فرهاد روی گلوم نشست:
– پس خبریه نه؟
با صدای خشنی گفت:
– عالیه …. منتظرم.
عالیه با استرس گفت:
– من نمی دونم آقا فرهاد.
فشار دست فرهاد روی گلوم زیاد شد، اونقدر که به سرفه افتادم، عالیه به گریه افتاده بود:
– آقا فرهاد، خفه شد.

دانلود رمان منو فراموش کن

– منتظرم عالیه … جریان چیه؟
به ذره ای هوا احتیاج داشتم که فرهاد با فشار دست هاش این اجازه رو نمی داد، دست هام که
سعی داشتم باهاشون دست فرهاد رو از گردنم باز کنم بی حس شدن، و چشم هام داشت بسته
می شد.
– باباش می خواد بدش به پسر عموش مسعود.
دست فرهاد آروم شل شد، حجم عظیم هوا رو با حرص بلعیدم و سرفه های سنگینم شروع شد.
– تو هم موافقی آره؟
چشم هام و به زور باز کردم. تار می دیدمش. سرم رو به دیوار تکیه دادم و سعی کردم نفس عمیق
بکشم.
کم کم دیدم واضح شد. با اخم عمیقی داشت نگاهم می کرد. عالیه هم با چشم های درشت شده
از وحشت نگاهش بین من و فرهاد گردش می کرد. در جواب فرهاد، در حالی که نفس نفس می
زدم گفتم:
– به تو ربطی نداره.

دانلود رمان منو فراموش کن

دندون قروچه ای رفت و گفت:
– ربطش رو بعد بهت نشون می دم.
کمی فاصله گرفت، با دستم گردنم رو آروم ماساژ دادم. یک دستش رو به دیوار زد و انگشت اشاره
ش رو به نشونه تهدید جلوی صورتم گرفت:
– بشنوم دل به حرف بابات دادی، نه چیزی از مسعود باقی می مونه نه بابات. حالیته؟
بی حرف نگاهش می کردم. یهو با صدای بلند و داد مانندی تکرار کرد:
– حالیته یا نه؟!
عالیه به جای من جواب داد:
– حالیشه آقا فرهاد، حالیشه.

قدمی عقب رفت و با سر اشاره زد که بریم. چادرم رو روی سرم مرتب کردم و عالیه هم سریع
وسایل خیاطیم رو که روی زمین ریخته بودن، جمع کرد. بدون اینکه نگاهی به فرهاد بندازم از
کنارش رد شدم و با عالیه هم قدم شدم.
– ساغر؟

دانلود رمان منو فراموش کن

ایستادم. عالیه ترسان نگاهم کرد.
– یه لحظه نگام کن.
بینیم و بالا کشیدم و به سمتش برگشتم. فرهاد سعی کرد لبخند بزنه، اما اصلا موفق نبود؛ انگار
لبخند واسه صورتش یه وصله ی ناجور بود. بی خیال لبخند زدن شد و با صدای آرومی گفت:
– معذرت می خوام.
انگار عذر خواهیش واسم نشونه ی قدرت بود. پوزخندی زدم و دستم رو به گلوم رسوندم. نگاه
غمگینش رو به دستم دوخت. خوب بلد بودم عذاب وجدانش رو بیدار کنم )در واقع مرض داشتم!(
دست هاش و توی جیب شلوارش کرد و نگاهش رو به چشم هام دوخت. بازوم توسط عالیه کشیده
شد و دوباره با هم، هم قدم شدیم تا بریم به این کلاس خیاطی نحس شده.

دانلود رمان منو فراموش کن

 

دانلود رمان عاشقانه منو فراموش کن,رمان عاشقانه منو فراموش کن, رمان منو فراموش کن رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور منو فراموش کن, رمان عاشقانه صحنه دار منو فراموش کن, رمان عاشقانه ایرانی منو فراموش کن, رمان عاشقانه کوتاه منو فراموش کن, رمان عاشقانه ۹۸ia منو فراموش کن, رمان عاشقانه خارجی منو فراموش کن, رمان عاشقانه پلیسی منو فراموش کن, رمان عاشقانه دانلود منو فراموش کن, منو فراموش کن,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان منو فراموش کن,دانلود رمان منو فراموش کن برای موبایل,عکس شخصیت های رمان منو فراموش کن,دانلود رمان منو فراموش کن apk,دانلود رمان منو فراموش کن نگاه دانلود,رمان منو فراموش کن قسمت اول,دانلود رمان منو فراموش کن نسخه apk,دانلود رمان منو فراموش کن apk,رمان منو فراموش کن قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های دل آرا دشت بهشت

 



[ad_2]

لینک منبع

صور مشارکات جدیده جمیله

[ad_1]

کتب فی منطقتنا صور مشارکات جدیده جمیله  لمجموعتک من الصور الجمیله التی قدمها الحب والحکمه. الذی یحتوی یتم نشر 9 صور مع نص معین من …

صور مشارکات جدیده جمیله

صور مشارکات فیس بوک, صور مشارکات الفیس, صور مشارکات, صور مشارکات للفیس بوک,

صور مشارکات فیس بوک

صور مشارکات فیس بوک

از این به بعد اینجا جملات عربی همراه با معنی فارسی می گذارم.
چون قراره خیلی از ترجمه ها از خودم باشه.. ممکنه صد در صد صحیح نباشه ولی سعی می کنم مفهوم درست رو منتقل کنم

صور مشارکات الفیس

صور مشارکات الفیس

جمال الدنیا فی { قلبٍ } یتمنى فرحک قبل فرحه

زیبایی دنیا در قلبیست که شادی تو را قبل از شادی خودش آرزو دارد

صور مشارکات

صور مشارکات

لا یرد الکریم الا البخیل

هیچ کسی بخشش یک انسان بخشنده را رد نمیکند مگر یک انسان بخیل

اشاره به این داره که اگه بخشش رو قبول کنه بعدا باید خودش هم اینکارو بکنه پس از همون اول جلوی خطر (ضرر) رو میگیره

صور مشارکات للفیس بوک

صور مشارکات للفیس بوک

حبیبی ونت بعید مشتاقلی لمسه اید من غیر ولا همسه غمض ومد ایدیک اول ما فکر فیک هتحس بلمسه…..
ترجمه : عزیزم که ازمن دوری و دلتنگ گرغتن دستهایم را داری بدون پلک زدن چشمهایت را ببند تا به تو فکر کنم دستانم را احساس خواهی کرد..

تصویر رومانسیه

تصویر رومانسیه

وینک قلبی اتعذب فی هواک

وینک قلبی العاشق ما ینساک

لا جوابات یا ناسینی فیهم شوق و ود وشایلین سلامات

کل یوم راح تجینی ترد لقلبی البسمه و للیل النجمات

کجا هستی  قلب من در عشق تو رنج و سختی زیادی کشید

کجا هستی قلب عاشق من هرگز تو را فراموش نمی کند

به نامه های من پاسخی نمی دهی در حالیکه نامه های من سرشار از دلتنگی و محبت هستند و در آن درود های بیشماری برای تو فرستاده ام

هر روز به خود می گویم که امروز از راه خواهی رسید و لبخند را به قلبم و ستاره ها را به آسمان باز خواهی گرداند

نص صور

نص صور

لا تضن انت منسی/انت اغلی من نفسی
انته بالگلب محفوظ/مثل آیه الکرسی

فکر نکن فراموش شدی/تو از جونم باارزش تری
تو تو قلب من محفوظی/مثل ایه الکرسی

.
.
.

وین البخت یفلان واتگلی مبخوت!گمت اشتغل دفان ،شو محد ایموت :((((

کدوم شانس فلانی!که به من میگی خوش شانس!رفتم تو کار کفن و دفن هیشکی نمیمیره :(((
هه…(این نبود خودم اذافش کردم خندم گرف خوب!!!)

صور رومانسیه

صور رومانسیه

انه ما بچانی دهری/ آنه من حبک بچیت
چان مگفول باب گلبی/ وانته من یا باب اجیت؟

زمونه اشک منو در نیاورد/واسه عشق تو بود که گریه کردم
در قلب من قفل بود/تو از کدوم در اومدی تو؟

.
.
.

لو تغیب انغام حسک/لو تطول ایام بعدک
لا تضن انساک لحظه/ولا یقل مقدار حبک

اگه آهنگ صدات نباشه/اگه روزای نبودنت طولانی شه
فکرشم نکن که یه لحظه فراموشت کنم/یا از عشقم بهت کم شه

موقع رومانسی

موقع رومانسی

سئلت الگلب منهو اعلی من الروح؟/گلی اکتب رساله وشوف وین اتروح!!

از دل پرسیدم کی از جون بالاتره؟/گفت یه اس بنویس ببین کجا میره!!

صور من الحب

صور من الحب

یه محبوب العشگ موکلمه تنگال/ولا کلمت احبک سهله عدنه
های ناس حبهه بس بل اوجوه /واحنه بل گلب خضر عشگنه
دوست داشتنی من!عشق گفتنی نیست /وگفتن دوستت دارم برام راحت نیست
این مردم دوست داشتنشون فقط تو ظاهره/ولی عشق من تو دلم جوونه زده

.

الصور المنشوره الملف الشخصی

الصور المنشوره الملف الشخصی

لو حبنا غلطه
ترکنا غلطانین
ما زال عشقانین
مع بعض مرتاحین

اگر عشق ما خطاست
بگذارید خطاکار بمانیم
ما هنوز هم عاشقیم
و در کنار هم احساس آرامش میکنیم

صور مشارکات جدیده جمیله
مش هاممنی الدنیی کلا وانت حدی
مش همی هنی شو بدون
بعرف شو بدی
بدی حبک أکتر بعد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

دنیا برایم هیچ اهمیتی ندارد وقتی تو در کنارم هستی
برایم اهمیت ندارد که انها چه میخواهند میدانم
که من چه میخواهم
میخواهم که تو را بیشتر از این دوست داشته باشم

صور مشارکات جدیده جمیله

بدی أعطی عیونک وعد
رح نبقى دایماً لبعض
لولا بوکرا ترکنا بعض
هی أکبر غلطه
مکتوب علینا نشتاق
للحب الهنی
تیخلص عمر الأشواق
تتفنى الدنی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

میخواهم به چشمانت وعده بدهم که ما همیشه برای هم
خواهیم بود حتی اگر فردا یکدیگر را ترک کنیم
و این بزرگترین اشتباه است
سرنوشت ماست که همیشه در اشتیاق چنین عشقی باشیم
تا شور عشق به پایان برسد
تا دنیا به پایان برسد

صور مشارکات جدیده جمیله

اللی کان من قبلک انت
و انت مش جنبی مکنتش عایشه فیه
و اللی حیکون بعدک انت
لو مکنتش انت فیه یا ریتنی اموت قبلیه

صور مشارکات جدیده جمیله

آنچه که در گذشته بر من سپری شده , قبل از آنکه تو وارد زندگی من بشی

هیچ کدام از آن لحظه ها برای من معنایی نداشتند , زیرا که تو در کنارم نبودی

و آنچه که در آینده پیش خواهد آمد اگر که تو را لحظه ای در آینده ی خود نیابم , در آن لحظه آرزوی مرگ خواهم کرد

هتفضل فی قلبی  ,حیفضل حبک معایا

هتفضل فی قلبی یا حبیبی للنهایه
و سنین حتعدی علینا عاشقین
و الحب مالینا حتعیش هنا ویایا

تو در قلبم باقی خواهی ماند و عشق تو در اعماق وجودم ریشه خواهد کرد
تو تا آخرین لحظه ی عمرم در قلب من باقی خواهی ماند

و سالهای زیادی برای ما دو عاشق سپری خواهد شد
در حالیکه عشق سراسر وجود مارا فراگرفته است و تو تا ابد در کنار من زندگی خواهی کرد

صور مشارکات جدیده جمیله

غیب عن عنیا

ضیع من ایدیا

سیبنی عذابی لدموع عینیا

از پیش چشمانم دور شو

از بین دستانم ناپدید شو

و من را همراه با  رنجی که می کشم و اشکی که از چشمانم می چکد تنها بگذار

انت الحب اللی بکانی

نسانی حالی نسانی

یا منشف دمی بعروقی

اوعى تنسانی

تو آن عشقی هستی که باعث گریستن من شد

و باعث شد که من حال خود را فراموش کنم

 ای کسیکه باعث خشک شدن خون در رگهایم شده ای

مواظب باش که لحظه ای من را فراموش نکنی

صور مشارکات جدیده جمیله

أحبـــــــــک بجنون….. خلیهم یدرون.. ویش بسوین؟… من بحر عدن یشربون..

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

أحبک حب ما بعده حسافه
أحبک والهوى یجمع ثلاثه
قلب وقلبک والمسافه

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

أبلمس شعاع الشمس
واکتب بالسمااسمک
أخلی النور مایغرب
واکتب علیکل نجمه
أحبک

صور مشارکات جدیده جمیله

حبیبی انا من الوله احبک لدرجه ماعرف اعبرعن مشاعری اه لو تعرف قد ایش احبک

ماشی ومقبوله منک طبعا هذا لأنک حبیبی وانت یاحبیبی غالی …

لا ی على بالک إنی أحبک وأعزک لا یا بابا اصحى إنت قطعه من قلبی 

اذا حبیت فی حیاتی فحبیتک أنت و اذا فهمت معنى الحب ففهمتو بطریقتک أنت صعب علی یلی نادیتک حبیبی یستسلم ألبی أو یخضع لحب غیر حبک أنت

یا دنیا من الأمل یا حیاتی
أقول أحبک أم أهواک
أقول أعشقک بل متیم کیف یطیب لی العیش مع
سواک أین أنت أهمسک الحب فی أذناک أذاعب
خصال شعرک أین أنت یا حیاتی عذبنی الشوق 

سلام الشوق أرسلک على قدر الفضا وال سلام کثر حبی لک تصور کیف یکــــون 

الله انه مایغیرنی زمانی عن مکانی ماتکبر لو ملکت المملکه والفیصلیه انت عندی معزه مالها إئتمانی لو خذاها بوش حط بن لادن خویه عهد منی یشهد الله دام یومی ماخذانی ما أخون العشره اللی بیننا والروح حیه 

تخیل دمع عینی یرسم على یدک الیمنى أحبک موت وعلى یسراک وحشتنی یا عمری ! 

والله انه مایغیرنی زمانی عن مکانی ماتکبر لو ملکت المملکه والفیصلیه انت لک عندی معزه مالها حد ائتمانی لوخذاها بوش منی حط بن لادن خویه عهد من یشهد الله دام یومی ماخذانی ما اخون العشره اللی بیننا والروح حیه 

أحبک بکل أوقاتی أسمع قلبى یهمس همس أحبک لاخفق قلبى وجددلى عهود الحب !!!!

صور مشارکات جدیده جمیله

یامن بحبک تملک القلب وینک
تعال قلبی مشتکی هم وجراح
لمه وضمه واحضنه بیدینک
تعال خل الروح للروح تنساح

 

لو عرف النحل طعم شفتیک لترک العسل واتى الیک 

تمنیت ا دمعه
حتى اولد فی عینیک
واعیش على خدیک
واموت عند شفتیک 

کنت احسب هواک طیش وتعدى ماعرفت ان الهوى قبر وحفرته بیدی

عطنی من احروف الغلا کلمه اغلیک
واعطیک قلبٍ ماحلم فیه مخلوق

لمحه زعل من عیونک تموتنی بلا عله
وبسمه رضا من شفاتک تعیشتی العمر کله

 

لا تزرع الحب فی قلبی اخاف یکبر ولاتسقیه
وت انت سبب جرحی وهمی فیه

وینک بغیت أحط واحد بدیلک
واحد بغى فی الحب یاخذ مکانک
واحد لعب بی لعب والله وکیلک
لو ما نهیت القلب روح زمانک

کیف اعبر عن غرامی وانت الغرام کیف اعبر عن اعجابی ونت اعجابی ما دریت ایش اکتب عنک یاهوى بالی؟؟؟غیر انی احبک وبس وعذرنی

صور مشارکات جدیده جمیله

عمری ما فکرت فیک .. وما خطر فی البال حبک .. لین قلبی قال أبیک .. وقالت عیونی أحبک

 
أف .. حتى فی الحلم على بالی ..
تعرف لیش .. لأنک والله غالی . 

ما أقول احبک
یکفی
“متولع فیک”
کلمه احبک قالها
الف غیری …!! 

أفتح قناه قلبی
وشوف برامج غلاک
لا تغیر المحطه وأسمع
خبر عاجل
(((وحشتنی یاملاک)))

 

عکس نوشته های عربی جدید 95

معک:
لآخر نبضه بقلبی
لآخر خطوه بدربی
لآخر حرف
لآصعب ظرف
لآخر صوت
لحد الموت

الحب:ان تجد الامان مع من تحبه
الحب:ان تجد الطیور الدفء فى حضن السماء
الحب: حب حقیقى
الحب: یجعل الانسان متفائل بالحیاه
الحب: انت تجد الدفء فى حضن من تحبه
الحب:هو حب الروح والنفس
الحب: لم یجعل الانسان یائس من الحیاه

متن عاشقانه عربی جدید 95

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

اس ام اس عربی, اس ام اس به زبان عربی, اس ام اس عربی با ترجمه, اس ام اس عاشقانه عربی ,اس ام اس عاشقانه عربی با ترجمه ,اس ام اس عربی با ترجمه فارسی, اس ام اس عربی با معنی فارسی, جملات عاشقانه عربی با ترجمه, پیامک عربی با ترجمه, پیام عاشقانه عربی, sms arabi, اس ام اس عربی عاشقانه با معنی,مسجات حب العربیه , مسجات المشاعر الجمیله

 

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان قاتل روانی

[ad_1]


در دانلود رمان قاتل روانی یک رمان پلیسی و طنز عاشقانه را براتون آماده کردیم که در مورد حکایت یک دختر از قتل واره سریالی هست که به سبک جدیدی صحنه را به تصویر کشیده و …

دانلود رمان قاتل روانی

نام رمان: قاتل روانی

نویسنده: لاوندر

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:400 صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

در مورد حکایت یک دختر از قتل واره سریالی هست که به سبک جدیدی صحنه را به تصویر کشیده و …

رمان عاشقانه

رمان پلیسی و عاشقانه

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

کارش تمام شده بود.دستهایش را بالا آورد و به کف هردو نگاه کرد.دریغ از یک قطره
خون!مگر نه اینکه قاتل ها دستشان آلوده به خون است پس چرا…؟؟؟پوزخندی زد…

دستهایش را فوت محکمی کرد و بعد رژ قرمز جلوی آینه را برداشت.طبق عادت
معمول:”دیدار به قیامت”…به آینه که حالا با جمله اش قرمز شده بود پوزخند زد…خط زیبایی هم
داشت.آفرین به این همه هنر!رژ را از نظر گذراند و بعد داخل جیبش انداخت.یک یادگاری بدک
نبود.
جلوی پنجره رفت.یک لحظه مکث و نگاهی به قربانی بعدی!خنده ی بلندی سر داد و با
یک جهش پرید.روی دو دست و دوپا روی زمین افتاد.مثل عنکبوت…نگاهی به دور و بر کرد و بعد
خیلی ریلکس ایستاد.دستهایش را تکاند و سوت زنان راه افتاد.
تلفن عمومی را که دید لبخند شیطانی و مرموزی زد.تلفن را با صدای تقی برداشت.تند
… تند شماره گرفت…

دانلود رمان قاتل روانی
_بله بفرمایید!
صدایش را مضطرب و هول کرد:الو!آقا ترخدا زود بیاین.این خونه روبه رویی ما توش
خیلی سر و صداس…الآن هم صدای جیغ یه خانم اومد…فکر کنم دزد اومده!
_خونسردی خودتونو حفظ کنین و آدرسو بگین!

با سرعت و با اضطراب آدرس را گفت.حتی بعضی مواقع برای نشاد دادن اضطرابش آدرس
را اشتباه میگفت و درستش میکرد.بدون خداحافظی گوشی را قطع کرد و قهقه ی بلندش سکوت
خیابان تاریک را شکست!
***
صدای قدمهام روی سرامیکهای سفید کف سالن داخل خونه می پیچید و فضای رعب
»؟ انگیزی ایجاد میکرد.با نگاهی به اطراف سالن ایستادم و گفتم:خوب مجیدی!چی داری واسمون
قربان مقتول ساعت   «: مجیدی پزشک جنایی با نگاهی به پرونده ی داخل دستش گفت
بامداد امروز به قتل رسیده.علت مرگ با توجه به کمبود شدید اکسیژن خفگیه.مقتول از راه دهان
»! به قتل رسیده و کوچکترین فشاری به گلوش وارد نشده

دانلود رمان قاتل روانی

دستامو فرو کردم توی جیبهام.این چندمی بود؟وارد اتاق شدم.هنوز جنازه هم منتقل
نشده بود.فقط یه ملافه ی سفید تمام بدنشو پوشونده بود.مقتول یه دختر بود!
نگاهی به اتاق مرتبش کردم.همه چیز دست نخورده و با نظم!اگه نوشته ی روی آینه نبود
واقعا به شک می افتادم که شاید مقتول خود کشی کرده باشه!
»؟ خوب! ادامه «: روی پاشنه ی پا چرخیدم و روبه مجیدی گفتم

اگه اجازه بدین جنازه رو منتقل کنیم میتونم بیشتر توضیح «: پیشونیشو خاروند و گفت
»! بدم
دلم نمیخواد حتی نوک انگشتتون به چیزی «: سرمو به نشونه ی تایید تکون دادم و گفتم
»؟ غیر از جنازه بخوره!مفهومه
_چشم قربان!
از اتاق زدم بیرون…خونه ی مجللش بهم دهن کجی میکرد!یه دختر    ساله چه
خصومتی ممکنه با بقیه داشته باشه؟خونه مرتب مرتب بود!
_قربان!
برگشتم و داور پناه سرباز وظیفه رو دیدم.
_آزاد!

دانلود رمان قاتل روانی

همسایه ها اینجا هستن قربان!چی دستور میفرمایین؟بگم بیان «: دستشو انداخت و گفت
»؟ داخل
_نه!میام الآن!درباره ی خانواده ی دختره چی فهمیدی؟
_راستش اونطور که همسایه ها میگن خانواده ی آرومی داره.دختره تک فرزنده.پدر و
مادرشم الآن خارجن.
_فامیل نزدیک؟
_خیر قربان!همه خارجن!پدر و مادرش هم به گفته ی همسایه های نزدیک برای یه سفر
دو ماهه رفتن به دیدار اقوامشون!
_چرا دختره نرفته؟

دانلود رمان قاتل روانی

»! کسی اطلاعی نداره قربان «: سرشو تکون داد و گفت
». اوکی!بیرون نگهشون دار تا بیام «: کلافه نفسی بیرون دادمو گفتم

»! سرباز «: احترام گذاشت و اومد بره که گفتم
_بله قربان!
_تا من بیام از همشون پرس و جو کن که کی به پلیس خبر داده!
_اطاعت قربان!
_میتونی بری!
جنازه رو خارج کردن و من دوباره رفتم تو اتاق!کنار تخت ایستادم و بالشتهارو نگاه
کردم.دریغ از حتی یه فرو رفتگی کوچیک!این یعنی با بالشت خفه نشده…نفسمو محکم دادم
بیرون…از اینجا چیزی در نمیومد!

دانلود رمان قاتل روانی

از خونه بیرون اومدم.همهمه ی کمرنگ مردم و صدای آژیر آمبولانس تو گوشم پیچید.هوا
گرگ و میش بود!یاوری با دیدنم به سمتم دوید.احترام گذاشت و با حرکت سر من آزاد ایستاد.
_بچه های انگشت نگاری رو خبر کن!میخوام از جز به جزء اتاقش نمونه برداری بشه.به
خصوص رژهای جلوی آینه و سطح خود آینه.سطح بالشتها و خلاصه هر چی که داخل اتاقه.

_اطاعت قربان!
بی توجه بهش دستامو داخل پالتوم فرو بردم و دوباره راه افتادم.یه نوار زرد جلوی در
خونه زده بودن و مردم جلوی داور پناه منتظر من بودن.
با نزدیک شدن من همه ساکت شدن.قیافه هاشونو از نظر گذروندم.کدوم به درد
میخوره؟یه پیرمرد پیرزن،یه پسر جوون با لباسای خونه،دوتا دختر با پدر مادرشون و آخری یه
زن با یه دختر بچه ی خواب آلو!
لبخندی زدم.نزدیکتر رفتم و جلوی دختر بچه که چشمهای خمار خوابشو میمالید روی
دو پا نشستم…

دانلود رمان قاتل روانی

_خانم کوچولو خوابت میاد؟
»! اوهوم «: باصدای خواب آلوش گفت
لپشو کشیدم و بلند شدم و از جلوی همه گذشتم.داور پناه هم مثل جوجه دنبالم راه
افتاد.

_قربان دستور چیه؟
_اون پسره و پیرمرده و اون دوتا دخترو بیار آگاهی!بقیه مرخصن!
»! تو دلم گفتم:اون کوچولو خوابش میاد
_اطاعت!
»؟ اطاعت چی داور پناه «: برگشتم و تو چشماش زل زدم
»! اطاعت…قٌ..قربان «: رنگش پرید و با لکنت گفت
_خوبه!فهمیدی کی به پلیس خبر داده؟
_نه قربان!هیچکس اطلاعی نداره!
_پرینت تلفن آگاهی رو میخوام.اون تلفنی که خبر قتلو داده،میخوام بدونم از کجاست.

دانلود رمان قاتل روانی

_چشم قربان!
_میتونی بری!
داور پناه رفت سراغ همسایه ها و من یقه ی پالتومو جلو کشیدم و به طرف ماشین اداره
چشمی گفت و راه افتاد. » برو اداره «: رفتم.نشستم و روبه راننده ی سبز پوش گفتم
مچمو بالا آوردم ساعتو نگاه کردم. شش صبح!پوووف…گوشیمو از جیبم بیرون
کشیدم.ضربه ای به صفحه زدم و وارد تماسها شدم.روی اسم ماهان دوباره ضربه زدم و گوشیو به
گوشم چسبوندم.

دانلود رمان عاشقانه قاتل روانی,رمان عاشقانه قاتل روانی, رمان قاتل روانی رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور قاتل روانی, رمان عاشقانه صحنه دار قاتل روانی, رمان عاشقانه ایرانی قاتل روانی, رمان عاشقانه کوتاه قاتل روانی, رمان عاشقانه ۹۸ia قاتل روانی, رمان عاشقانه خارجی قاتل روانی, رمان عاشقانه پلیسی قاتل روانی, رمان عاشقانه دانلود قاتل روانی, سورنا,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان قاتل روانی,دانلود رمان قاتل روانی برای موبایل,عکس شخصیت های رمان قاتل روانی,دانلود رمان قاتل روانی apk,دانلود رمان قاتل روانی نگاه دانلود,رمان قاتل روانی قسمت اول,دانلود رمان قاتل روانی نسخه apk,دانلود رمان قاتل روانی apk,رمان قاتل روانی قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های لاوندر



[ad_2]

لینک منبع

خبر بد در مورد کیمیا علیزاده

[ad_1]

در خبر بد در مورد کیمیا علیزاده شما به خبر بدی در مورد دوری یکسال تکواندو کار تاریخ ساز کشورمان را مطالعه خواهید کرد که باعث دوری یکسال وی از میادین ورزشی خواهد شد و …

خبر بد در مورد کیمیا علیزاده

جراحی پای کیمیا علیزاده

جراحی پای کیمیا علیزاده , نایب قهرمان جهان پای خود را به تیغ جراحان می‌سپارد.

کیمیا علیزاده که با مصدومیت به رقابت های جام جهانی رفت و نایب قهرمان شد، باید پای خود
را جراحی کند. به گفته پزشکان او باید سه عمل جراحی روی پای خود انجام دهد و اگر این جراحی ها
انجام شود، حداقل یک سال از میادین به دور خواهد بود. بی شک این خبر بدی درباره بانوی تاریخ ساز ورزش ایران است.

کیمیا علیزاده زنوزی (زاده ۱۹ تیر ۱۳۷۷ در کرج)، تکواندوکار ایرانی است. او در بازی‌های المپیک
ریو ۲۰۱۶ در کلاس وزن ۵۷ کیلوگرم زنان برنده مدال برنز شد. وی نخستین و تنها زن ایرانی است
که در تاریخ ایران در بازی‌های المپیک، برنده مدال شده‌است.کیمیا با هیجده سال
سن جوان‌ترین مدال آور تاریخ ایران در ادوار المپیک است. پیش از او ناصر گیوه‌چی
در المپیک ۱۹۵۲ هلسینکی کم‌سن‌ترین مدال‌آور ایران با ۱۹ سال سن بود.

خبر بد در مورد کیمیا علیزاده

کیمیا علیزاده پس از کسب مدال نقره

کیمیا علیزاده پس از کسب مدال نقره , کیمیا علیزاده روز گذشته یک بار دیگر تاریخسازی کرد
و برای اولین بار در تاریخ تکواندوی بانوان ایران، به مدال نقره جهانی دست یافت.
او به خاطر عملکردش در این مسابقات با وجود مصدومیت شدیدی که داشت مورد توجه و قدردانی مردم
و مسوولین قرار گرفت. اما خودش از نتیجه ای که کسب کرده چندان رضایت ندارد
و با انتشار پستی در صفحه شخصی اش از مردم و مربی اش عذرخواهی کرده است.

کیمیا علیزاده در این پست نوشته:

«دوستای خوبِ من. قبل از اینکه از تک تک هم‌وطنان عزیزم، عذرخواهی کنم،
باید از استاد عزیزم عذرخواهی کنم. استاد منو ببخشید که نتونستم جواب زحمت‌هاتون رو با مدال طلا بدم.

من تمام تلاشم رو کردم، ولی نشد… اما بزارید بگم چقدر خوشحالم، خوشحال از نتایج بدست اومده‌ای

که آرزوی سالهای سال تکواندوی بانوان بود که به لطف زحمات و دانش فنی بالای شما رقم خورد.
‎چراکه در این دوره، دخترای تیم ملی ما در دو وزن در آستانه مدال برنز قرار گرفتند،

ناهید و طیبه عزیز بهتون خسته نباشید میگم و بر کارشناسان اهل فن، مدال برنز شما پوشیده نیست… ملیکا، زهرا و اکرم عزیز نتایج شما هم بر هیچ‌کس قابل انکار نیست
که تیم ما هرجا موفق به پیروزی نشد، مقابل نامی‌ترین ورزشکاران جهان بود.

‎استادم شما بزرگواری… مثل همیشه بگذر و ببخش… چراکه باعث احترام به تکواندوی دختران ایران
شما بودید… از رده سنی نونهالان تا نوجوانان و بزرگسالان از مسابقات قاره‌ای تا المپیک، با شما بود
که ما ارزشمندترین نتایج رو بدست آوردیم. استاد سروی، استاد فولادی و استاد صفرپور،
ممنونم ازتون به خاطر تمام زحمت‌هایی که برای تیم دخترا کشیدید.

خبر بد در مورد کیمیا علیزاده

‎و اما درمورد خودم… ازتون خواسته بودم دعا کنید سربلند باشیم، دعا کنید سربلند باشم.
سرم پایینه. ببخشید که طلا نگرفتم. دیروز مدال نقره جهان رو فراموش کردم و فقط تجربیاتش رو به خاطر سپردم…»

تواضع کیمیا علیزاده

امیدوارم هرچه زودتر کیمیا علیزاده بانوی تکواندو کار کشورمان به میادین بازگردد و بازگشت طلایی داشته باشند.

[ad_2]

لینک منبع

تایپوگرافی های جدید گلایه

[ad_1]

در تایپوگرافی های جدید گلایه سری جدید از تایپوگرافی جدید که کاری از شهریار جمالی می باشد و شامل 9 طرح متفاوت بوده و …

تایپوگرافی های جدید گلایه

 

 

از کسی پرسیدند:« چند سال داری؟»
گفت:« هجده، هفده، شاید شانزده، احتمالا پانزده…! »
رندی گفت:« از عمر چرا می دزدی؟ این طور که تو پس  پس می روی، به شکم مادرت باز می گردی!» مولانا

. . .

در خود به طلب هر آنچه خواهی که توئی. مولانا

. . .

چون جواب احمق آمد خامشی      این درازی در سخن چون می‌کشی؟ مولانا

. . .

بگذار آبها ساکن شوند تا عکس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببینی. مولانا

. . .

اندیشه کردن به این که چه بگویم، بهتر است از پشیمانی .مولانا

. . .

دراین خاک،دراین پاک،به جز عشق،به جزمهر،دگرهیچ نکاریم.مولانا

. . .

گر در طلب لقمه نانی نانی     گر در طلب گوهر کانی کانی

این نکته رمز اگر بدانی دانی     هر چیز که اندر پی آنی آنی .مولانا

. . .

در پی هر گریه آخر خنده ای است.مولانا

. . .

ما در این انبار گندم می کنیم *گندم جمع آمده گم می کنیم

می نیندیشیم آخر ما به هوش *کین خلل در گندمست از مکر موش

موش تا انبار ما حفره زدست *وز فنش انبار ما ویران شدست

اول ای جان دفع شر موش کن *و انگهان درجمع گندم کوش کن

گرنه موشی دزد در انبار ماست *گندم اعمال چل ساله کجاست

ریزه ریزه صدق هر روزه چرا*جمع می ناید در این انبار ما مولانا

موش = نفس      گندم = جان – روح     انبار = جسم

. . .

بر قضای عشق دل بنهاده‌اند    عاشقان در سیل تند افتاده‌اند

یکدمی بالا و یک دم پست عشق    گر به در انبانم دست عشق مولانا

. . .

سخن را چو بسیار آرایش کنند،هدف فراموش میشود. مولانا

. . .

کسی که ندای درونی خود را می شنود، نیازی نیست که به سخنان بیرون گوش فرا دهد. مولانا

. . .

گشاده دست باش ،جاری باش ،کمک کن (مثل رود)

باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید)

اگرکسی اشتباه کردآن رابه پوشان (مثل شب)

وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)

متواضع باش و کبر نداشته باش (مثل خاک)

بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا )

اگرمی خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه ) مولانا

تمام تایپوگرافی ها با کیفیت بالا در سایت منتشر شد.

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان انتقام شیرین | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

[ad_1]

دانلود رمان انتقام شیرین | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل, دانلود رمان انتقام شیرین با لینک مستقیم, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان ایرانی

دانلود رمان انتقام شیرین | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

نام رمان: انتقام شیرین

 زبان: فارسی

 ژانر رمان: عاشقانه

تعداد صفحات: 321

 نوع فایل: pdf

 حجم کتاب رمان عاشقانه: 3.42 مگابایت

 نویسنده: sh!va

 توضیحات:

مهرشید دختریه از جنس خود ما، درد رو با تمام وجودش لمس کرده، پدرش رو از دست داده و چون نمیتونه ثابت کنه این حادثه یک تصادف نبوده خودش دست به کار میشه و به دنبال انتقامش وارد خونه ای می شه که سرونوشتشو عوض میکنه، اون خونه خونه ی ضارب پدرشه و می فهمه از رقبای سرسختش هم هست، باید مدارک رو پیدا کنه تا بتونه کارخونه رو نجات بده، همه جوانب رو سنجیده بود الا یکی ! عشق ! پایان خوش.رمان انتقام شیرین رو از لاولی بوی دانلود و استفاده کنید…

دانلود رمان انتقام شیرین | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

جهت جبران هزینه ها بعد از پرداخت مبلغ 2000 تومان لینک دانلود مستقیم به نمایش در میاد

پرداخت آنلاین و دانلود

مطلب مورد نظر خود را نیافته‌اید؟

۱۶۲ بازدید
۹۶/۰۴/۱۱

مدیر

[ad_2]

لینک منبع