دانلود رمان بانوی کوچک – سیبا

[ad_1]

دانلود رمان بانوی کوچک – سیبا

: با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)

دانلود رمان بانوی کوچک - سیبا

خب ژانر رمان بانوی کوچک چیه ؟
عاشقانه

خب رمان بانوی کوچک چند صفحه داره ؟

۳۶۳

خلاصه رمان بانوی کوچک


ما تو این رمان یه ساره خانم داریم که حدودا ۲۱ سالشه و یه اقا شهروز داریم که سنش ۳۷-۳۸ ساله.این رمان یه رمان ارومه.قراره همه چیز اروم پیش بره قراره تنش کمی داشته باشیم و در ضمن قول میدم که همه تون عاشق شخصیتها مخصوصا شهروز بشید
پایان خوش

چند صفحه ای اول رمان : بانوی کوچک با هم بخونیم

بازم نگاه خستتتمو میدوزم به دورتادور باغ . بایه نفس عمیق حجم زیادی از
هوای سرد اواخرپاییزووارد ریه ام میکنم . من عاشق این باغ شده بودم. روی
تاب ن ش سته بودم که درب اتوماتیک عمارت باز شد و ما شین م شکی رنگ
بزرگی وارد حیاط شد . من این ما شینو خوب می شناختم . به راننده نگاه کردم
سعید بود پسرمشهدی رحیم و رباب خانم که حاال بعد از سربازی شده بود
راننده ی اقا . نگاه متعجبموبه ماشین دوختم سابقه نداشته اقا بدون خبر واسه
ناهار بیاد خونه حاال البد خبری شتده بود که اقا واسته ناهار اومده . ماشتین
جلوتر اومد و نزدیک من ای ستاد و در ما شین باز شد و اول ازهمه کف شهای
م شکی واکس زده اش رو بیرون گذا شت بعد پیاده شد . مثل همی شه تیپش
عالی بود باکت و شلوارابی نفتی براقی که پوشیده بود واقعا جذاب شده بود .
سرمو باال اوردمو چ شم دوختم به موهای م شکی براقش که فقط کمی اطراف
شقیقه هاش سفید شده بود نگاهمواوردم پایین ترودوختم تو چشماش وغرق
چ شمای مهربونش شدم . صورت جذابش که هنوز تو مرز ۰۴ سالگی می
تونست خاطرخواه های زیادی رو دنبال خودش بکشه و من دختر ۲۲ ساله ای
بودم که هنوز هم نمی دون ستم چه تقدیری منو به اینجا ک شونده . غرق شدم
توچشماش و یادم رفت سالمکنم دلم هوای گذشته رو داشت نگاه مهربونش
دلمو لرزوند باصدای سالم سعید یه دفه به خودم اومدمو نگاه ازش گرفتم من

امیدوارم رمان بانوی کوچک خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

اگر شما نویسنده رمان بانوی کوچک هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید !

منبع تایپ رمان : roman4u.ir

به این پست امتیاز دهید.

دانلود رمان بانوی کوچک – سیبا

4.33 از 3 رای


‘ );
w.anetworkParams[ ad.id ] = ad;
d.write( ‘

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان یک دقیقه یلدایم باش – زهرا بهاروند کاربر انجمن نگاه دانلود

[ad_1]

دانلود رمان یک دقیقه یلدایم باش – زهرا بهاروند کاربر انجمن نگاه دانلود

: با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)

دانلود رمان یک دقیقه یلدایم باش - زهرا بهاروند کاربر انجمن نگاه دانلود

خب ژانر رمان یک دقیقه یلدایم باش چیه ؟
عاشقانه

خب رمان یک دقیقه یلدایم باش چند صفحه داره ؟

۸۸

خلاصه رمان یک دقیقه یلدایم باش

شخصیت هایِ رمانِ من،
نه مغرور و از خود راضین،نه اعصاب خُرد کن!
نه اسامیِ عجیب و غریب دارن و نه عقایدی که سال هاست تویِ خانواده ی ایرانی جریان داره رو زیر پاهاشون له می کنن!
شخصیت هایِ رمانِ من کامل و ناب نیستن!
اشتباه و ضعفایِ خودشونو دارن!
بهتره با من همراه بشید تا طعم رمانی نزدیک به واقعیت رو بچشید.

چند صفحه ای اول رمان : یک دقیقه یلدایم باش با هم بخونیم

چشمامو با درد روی هم فشار دادم.
کِی می خواست تموم شه این بدبختیا؟کِی میشد یه نفس راحت بکشم؟
رو کردم به نیلوفر که بغ کرده بود:
_کتابات روهم چقدر می شن؟
_دویست تومن…آبجی؟
منتظر نگاهش‌ کردم،سعی داشت صداش نلرزه و بغضشو نشون نده!نمی تونست!
_میگم اگه من امسالو نرم مدرسه،واسه تو راحت تره همه چی…
عصبی شدم،محال ممکن بود بزارم همچین اتفاقی بیفته..!
_چی میگی تو؟آخه کدوم آدم عاقلی سال چهارم تجربی ترک تحصیل میکنه؟ها؟اونم با نمره های عالی تو!
_من بچه نیستم یلدا!دارم می بینم که روز به روز داری آب میشی.نمیتونم دست رو دست بزارم تا خواهر بیست وچهار ساله ام بخاطر جور کردن خرجای من سختی بکشه!اگه خرج من نباشه حداقل میمونه خرج داروهای مامان…
آه عمیقی کشیدم؛دیگه اشکم داشت در می یومد.بلند شدم و کنارش روی قالیچه ی قدیمی دست بافت مامان نشستم.دستمو دور شونه اش انداختم و حرفایی زدم که خودمم دیگه اعتقاد چندانی بهشون نداشتم..!

امیدوارم رمان یک دقیقه یلدایم باش خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

اگر شما نویسنده رمان یک دقیقه یلدایم باش هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید !

منبع تایپ رمان :   negahdl.com

به این پست امتیاز دهید.

دانلود رمان یک دقیقه یلدایم باش – زهرا بهاروند کاربر انجمن نگاه دانلود

3.5 از 2 رای


‘ );
w.anetworkParams[ ad.id ] = ad;
d.write( ‘

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان یاقوت سرخ – کریستین گی یر

[ad_1]

دانلود رمان یاقوت سرخ – کریستین گی یر

: با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)

دانلود رمان اقوت سرخ - کریستین گی یر

خب ژانر رمان یاقوت سرخ چیه ؟
عاشقانه

خب رمان یاقوت سرخ چند صفحه داره ؟

۲۳۵

خلاصه رمان یاقوت سرخ

گوئنت شپرد در خانواده‌ای متولد شده است که وارث ژن عجیبی هستند: سفر در زمان.

برای شانزده سال، دخترخاله گوئنت، شارلوت برای سفر زمان آموزش دیده و آماده شده بود ولی بر خلاف تصور همه،

گوئنت وارث این ژن بوده است. آنچه انتظار او را می‌کشد ماجرایی مرموز و پیچیده در قرن هجدهم لندن است که ممکن است حتی به قیمت زندگی او تمام شود.

گوئنت باید همراه با حامل ژنی دیگر از خانواده‌ای مرموز، گیدئون دو ویلر، پرده از رازی که در پس حلقه مرموز مسافران زمان است بردارد. و در این راه به هیچ کس، حتی قلب خودش، نمی‌تواند اعتماد کند…

چند صفحه ای اول رمان : یاقوت سرخ با هم بخونیم

مدت‌ها طول می‌کشید تا مردم به دویدن صبحگاهی علاقه‌مند شوند و هوا هنوز برای گدایانی که با یک روزنامه روی نیمکت‌های پارک می‌خوابیدند خیلی سرد بود.

کرونوگراف را با دقت لای پوشش پیچید و آن را در کوله‌اش انداخت.

زن جوان بر روی گل‌های زعفران پژمرده کنار یکی از درختان در کناره شمالی رود سرپنتین۱ چمباتمه زده بود.

شانه‌هایش می‌لرزید و شبیه حیوانی زخمی نومیدانه هق‌هق می‌کرد.

تحمل این صحنه برای مرد سخت بود؛ ولی از روی تجربه می‌دانست که بهتر است او را تنها بگذارد. برای همین در کنارش بر روی علف‌های خیس از شبنم نشست و به سطح آرام آب خیره شد و صبر کرد.

بالاخره زن بینی‌اش را گرفت و با صورتی خیس از اشک به طرف او برگشت: “دستمال کاغذی اختراع شده؟”

“نمی‌دونم؛ ولی می‌تونم یک دستمال گلدوزی شده بهت بدم که دقیقا به درد همین زمان می‌خوره.”

“خدای من! از گریس۲ کش رفتی؟”

“نگران نباش، خودش به من داد. اگه دلت می‌خواد می‌تونی دماغتو با اون بگیری، شاهزاده خانم.”
زن جوان پوزخندی زد و دستمال را به او پس داد. “دیگه به درد نمی‌خوره، متأسفم”.

“اصلا مهم نیست. مخصوصا اگه دیگه گریه نکنی”.
دوباره اشک در چشم‌های زن پر شد. “نباید اون رو رها می‌کردیم. به ما احتیاج داره! ما اصلا نمی‌دونیم که بلوف ما جواب میده یا نه… و الان دیگه هیچ شانسی هم برای فهمیدنش نداریم”.

“اگر می‌مردیم؛ حتی از الان هم کمتر به دردش می‌خوردیم”.

رمان یاقوت سرخ از کریستین گی یر

امیدوارم رمان یایقوت سرخ خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

اگر شما نویسنده رمان یاقوت سرخ هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید !

منبع تایپ رمان : romansara.org

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان باغ ممنوعه – پردیس شریعتی

[ad_1]

دانلود رمان باغ ممنوعه – پردیس شریعتی

: با فرمت نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (PDF)

دانلود رمان باغ ممنوعه - پردیس شریعتی

خب ژانر رمان باغ ممنوعه چیه ؟
ترسناک،ماجراجویی و هیجانی

خب رمان باغ ممنوعه چند صفحه داره ؟

۸۴

خلاصه رمان باغ ممنوعه

داستان درمورد دختریه که به باغ روبه روییشون مشکوک می شه و از سر شیطونی و کنجکاوی می خواد سر از راز این باغ دربیاره که چرا همیشه درش با زنجیر و قفل بسته اس؟ چرا تو این سالها تا حالا ندیده کسی حتی یه بار واردش بشه؟ اصلا داخل این باغ چی هست؟ وکلی سوال دیگه که دختر نمی دونسته که پشت در این باغ چه اتفاق هولناکی درحال وقوعه و وقتی میف همه که دیگه توی دردسر افتاده.

چند صفحه ای اول رمان : باغ ممنوعه با هم بخونیم

-آخ جون!
از خوشحالی کف دوتا دستامو به هم زدم و پریدم هوا. بابا از حرکتم خنده اش گرفته بود.
بابا_خیلی خب حالا دختره ی گنده خجالت بکش مثل بچه ها بالا و پایین می پره.
-آخه خیلی خوشحالم خیلی وقت بود که دلم هوای باغو کرده بود.‌ در ضمن دلمم واسه ی

گلنار و الهه خانوم و حاج حسین خیلی تنگ شده. مامان که از آشپزخونه اومده بود بیرون گفت:
-راست می گه منم خیلی دلم تنگ شده براشون. خوب شد که برنامه گذاشتیم بریم باغ

درسته که امسال تنهاییم و خاله اینا نیستن باهامون، ولی هم ما دلمون تازه می‌شه هم الهه و حسین آقا.

یاد سال قبل افتادم که با خاله اینا رفته بودیم باغ. چه تعطیلات مسخره ای، با وجود اون

رهای افاده ای اصلا بهم خوش نگذشت چه خوبه که امسال خاله اینا نیستن. از فکر خودم خنده ام

گرفته بود که بابا گفت:
-پس وسایلو کم کم آماده کنید که پس فردا راه بیافتیم. هر چیزی که لازم دارید بردارید چون به احتمال

زیاد نصف تابستونو اونجا بگذرونیم.

خوشحالیم دو برابر شد. من هیچ وقت از اون ده قدیمی و باغش خسته نمی شم.

درسته که باغ ما تقریبا یه جای دور افتاده بود،

امیدوارم رمان باغ ممنوعه خوشت اومده باشه اگه خوشت اومده پس یکم برو پایین تر رمان رو با فرمت های دلخواهت دانلود کن

اگر شما نویسنده رمان باغ ممنوعه هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید !

منبع تایپ رمان :negahdl.com

به این پست امتیاز دهید.

دانلود رمان باغ ممنوعه – پردیس شریعتی

5 از 4 رای


‘ );
w.anetworkParams[ ad.id ] = ad;
d.write( ‘

[ad_2]

لینک منبع