تبلیغات متنی
آپلود عکس با لینک مستقیم
خريد ممبر گروه تلگرام
جديدترين مدلهای پرده
جراحة العين
عملية تجميل الأنف
العلاج فی ایران
ساندویچ پانل
download free movies
باربری گاندی
نقش برجسته سفالی
سفال برجسته
سفال نقش برجسته
ساندویچ پانل
ساندویچ پانل
ساندویچ پانل
عرقیات
گنج يابی
باستان شناسی
گنج ودفنيه
کتاب اسرار و علائم نشانه ها

قالب وبلاگ
قاصدون
خريد بک لينک قوی
دفتر
کسب درامد از اينترنت
خريد کتاب گنج يابی
نم نم چت | چت روم فارسی | چت شلوغ
آپلود عکس
رویش بلاگ | ساخت وبلاگ ایرانی
چت روم
کتاب عشق شیرین
کتاب اسرار و علائم نشانه ها
Türk Seks Filmi
Türk Seks Filmi
تخته نرد
تخته نرد شرطی
باستان شناسی

دانلود رمان مهمان زندگی | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

[ad_1]

دانلود رمان مهمان زندگی | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل, دانلود رمان مهمان زندگی با لینک مستقیم, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان ایرانی

دانلود رمان مهمان زندگی | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

نام رمان: مهمان زندگی

 زبان: فارسی

 ژانر رمان: همخونه ای، عاشقانه و طنز

تعداد صفحات: 1214

 نوع فایل: pdf

 حجم کتاب رمان عاشقانه: 11.4 مگابایت

 نویسنده: فرشته ملک زاده

 توضیحات:

سایه دختری مهربان و جذاب پر از غرور و لجبازی است، وجودش سرشار از عشق به خانواده است، خانواده ای که ناخواسته با یک تصمیم اشتباه در گذشته همه آینده او را دستخوش تغییر میکنند، پایان خوش.رمان مهمان زندگی رو از لاولی بوی دانلود و استفاده کنید…

دانلود رمان مهمان زندگی | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

رمان مهمان زندگی

مطلب مورد نظر خود را نیافته‌اید؟

۲۶۰ بازدید
۹۶/۰۴/۲۸

مدیر

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان همسفر گریز | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

[ad_1]

دانلود رمان همسفر گریز | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل, دانلود رمان همسفر گریز با لینک مستقیم, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان ایرانی

دانلود رمان همسفر گریز | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

نام رمان: همسفر گریز

 زبان: فارسی

 ژانر رمان: عاشقانه و غمگین

تعداد صفحات: 856

 نوع فایل: pdf

 حجم کتاب رمان عاشقانه: 7.73 مگابایت

 نویسنده: نغمه

 توضیحات:

همه چیز از یک قسمت از شعر شاملوی جان شروع شد:
” و دریغا – ای آشنای خون من، ای همسفر گریز!
آنها که دانستند چه بی گناه در این دوزخ بی عدالتی سوخته ام
در شماره
از گناهان تو کمترند!”
گاهی برای فرار از دردها هم همسفر لازمه؛ همسفری برای گریز!
گریز از خود، از غم، از هر چه هست و بودنش آزارت میده؛ از هر چه نیست و نبودنش آزارت میده…
همسفر گریز، داستان تکراری نگفتن هاست.رمان همسفر گریز رو از لاولی بوی دانلود و استفاده کنید…
هر کس توی دنیای درونش، با خودش ، با خیلی ها، حرفهایی داره، فکر هایی داره.
گاه خجالت میکشیم بگیم، گاه مصلحت نمی بینیم بیان کنیم و گاه “زمان” فرصت ِ گفتن رو ازمون می گیره…
همسفر گریز رو قبل از زمین نوشتم، مثل زمین، با آدمهاش یکی دو سال زندگی کردم و دوستشون دارم.
آدمهایی که همچنان اسطوره نیستند. و حتا از آدمهای زمین، واقعی ترند.
موضوع اصلی داستان، واقعیه. و همینطور اکثر آدمهاش، ما به ازای حقیقی دارند.
یک عاشقانه ی آرام دیگه! شاید زیادی آرام!
به آرامش بال زدن یک پروانه که شاید گاهی سبب ” اثر پروانه ای” میشه!
اهل خلاصه ی داستان نوشتن نیستم!
فقط اینکه بین این آدمها زندگی کردم؛ توی فرهنگشون و عادات و رسم و رسومشون بودم.
پس برام سبک زندگیشون تخیلی نیست! تجربه ی واقعی خودمه.
از اونجا که با فاصله ی زمانی کوتاهی از زمین، این داستان رو شروع کردم، اجازه می خوام توضیحاتی بدم؛
– شاید به نسبت زمین، همسفر گریز، بازتر باشه. که ناشی از فضا و حال و هوای داستانه.
– همچنان “خانواده” حضور پر رنگ و اجتناب ناپذیر داره؛ که به نظرم نبود یا کمرنگ بودن خانواده در داستانها نه تنها تخیلی و استثناست، که جزء جدایی ناپذیر زندگی و فرهنگ ما ایرانی ها محسوب میشه. و من اغلب در می مونم چطور میشه از واقعیت نوشت و از خانواده فاکتور گرفت؟!
خانواده، در همسفر گریز، اون خانواده ی سنتی و قدیمی و شلوغ زمین نیست.
شاید کمی امروزی تر و کم جمعیت تر باشه ولی با همون میزان تاثیر.
– قطعا تشابهات زیادی بین زمین و همسفر پیدا می کنید که دیگه ریشه در ذهنیات و اندیشه ی من داره.
شیرین و دلچسب وغمگین، پایان خوب.رمان همسفر گریز…

دانلود رمان همسفر گریز | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

رمان همسفر گریز

مطلب مورد نظر خود را نیافته‌اید؟

۶۲ بازدید
۹۶/۰۴/۲۸

مدیر

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان کام تلخ

[ad_1]


در دانلود رمان کام تلخ رمان عاشقانه جدیدی را برای دانلود شما عزیزان قرار دادیم که در مورد یک دختر خوش قلب به نام مهناز و دوست با وفاش عسل هست که در این میان یک پسر …

دانلود رمان کام تلخ

نام رمان:  کام تلخ

نویسنده: زهرا

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:522 صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

دانلود رمان کام تلخ

در مورد یک دختر خوش قلب به نام مهناز و دوست با وفاش عسل هست که در این میان یک پسر …

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خوانیم:

_بهنااااااااااز

_هااااااااان

_یه کاسه تخمه بیار

_نوکر بابات سیاه بود

_خب تو هم سیاهی

غرق فیلم بودم که یهو یه چیزی خورد تو سرم چنان جیغی زدم که خودم ترسیدم

_تا تو باشی به من نگی سیاه

_آخه الاغ مگه تو سیاهی

سیب قرمزی برداشت گازی زد و گفت:

_خب همون منکه سیاه نیستم

حرصی نکاش کردم نیششو تا بناگوش باز کرد و نگاهشو دوخت به تی وی باز نگاهی به صورت

بانمکش کردم پوست صورتش سفید بود برعکس من که گندمی بودم چشمایی درشتو کشیده

داشت وعسلی رنگ مثل من با این تفاوت که رنگ چشمای من سیاه خالص بود بینی ایی شکل

بینی من داشت کوچولو و بامزه لبایی کوچک داشت اما برعکس من که قلوه ایی نبود هر دو ته

چهره ی صورت مامان ماهرخ رو داشتیم

_آرشیییییییییین

رنگم پرید از داد مامان! با ترس جوری از صندلی بلند شدم که افتاد روی زمین بهناز اخمش رو تو

هم کرد و گفت:

_باز چ گندی زدی؟

عصبی بهش توپیدم:

_خفه

با اخمای درهم و بی حوصله از پله ها پایین اومدم اگه شرایط عادی بود از نرده سر میخوردم ولی

الان…

تا جایی که میشد سرمو فرو بردم تو گردنم حضور بهناز پشت سرم حس کردم مامان بی وقفه

شروع کرد به داد کردن

_آرشین؟

_بله

مامان همینجوری که راه میرفت و میومد گفت:

_هیچ فکر کردی چقد بیشعوری؟

زیر چشمی بهنازو پاییدم سرخ شده بود از خنده باز بی حوصله جواب دادم:

_نه فکر نکرده بودم

_آخه من از دست توچکار کنم آرشین!بخدا خستم کردی!خیر سرت ۸۱ سالته وقت شوهر کردنته

میتونی بفهمی اینو؟

بهناز داشت جون میداد خوب میدونستم از تصور شوهر کردن من خندش گرفته از فکر اینکه

قراره توسط بهناز خر مسخره بشم آهی کشیدم و گفتم:

_آره میفهمم

مامان خیز برداشت سمتم جیغ خفیفی کشیدم و پشت بهناز سنگر گرفتم مامان که تلاش میکرد

بیاد سمتم گفت:

_د نده نمیفهمی اگه میفهمیدی که به پسر مردم تیکه نمیداختی که آبروم بره

راست وایساد و گفت:

_شخصیت منو بردی زیر سوال آرشین با این کارات

گنگ و سوالی نگاهش کردم دست به کمر وایساد و چشاشو ریز کرد و گفت:

_به پسر مردم تیکه میندازی میگی خواهر!بزنم لهت کنم آبرومو جلو عمت بردی پسره

همسایشون بوده

بهناز که این صحنه رو دیده بود نتونست تحمل کنه و پقی زد زیر خنده اخمی کردم برگشتم

سمتش چش غره ایی بهش رفتم یکم که خندید ساکت شد برگشتم سمت مامان و عادی گفتم:

_حقش بود

مامان کارد میزدی خونش در نمیومد شاکی اومد جلو گفت:

_طلبکارم هستی

پوفی کشیدم و گفتم:

_مامان خانم بیخودی سر من داد نزن بهنازم شاهده این پسر خانمی که ازش حرف میزنی ابرو

هاشو هشتی برداشته بود چشای سبزشو خط چشم نازک زده بود یه رژ گونه مشتی کشیده بود

رو گونه هاش یه رژ لب قرمز جیگری هم زده بود به لباش چ پررو هم هس شاکی شده بره

خداروشکر کنه پلیس نگرفتش

مامان که از تعجب چشاش گرد شده بود گفت:

_خط چشم نازک!رژلب قرمز جیگری!

روی مبل نشست و هنگ کرده به فکر فرو رفت

سرمو تکون دادم انقد خسته بودم که حوصله دیدن عکس العمل مامانو نداشتم با حال کوفته بالا

رفتم تا بخوابم

از صدای جیغ بهناز از جا پریدم گیگ و منگ به جلو خیره شدم بهناز باز جیغی کشید و گفت:

_آرمین پشت خطه الاغ

چنان گردنمو سمت بهناز کشیدم گفتم الانه که قطع بشه از جا پریدم بهناز جیغ خفیفی کشید و

کنار رفت بدو بدو رفتم سمت نرده ی پله ها و سر خوردم پایین خودمو آماده کردم که بپرم پایین

که چشم خورد به قیافه ی عصبیه مامان گفگیر هم دستش بود از هول پرت شدم پایین و پخش

زمین شدم صدای قهقه ی بهناز بلند شد اهمیتی ندادم به سمت گوشی تلفن حمله ور شدم و

اصلنم به اینکه گوشی سر جاش بود دقت نکردم میدونستم اسکلم ولی از ذوق شنیدن صدای

آرمین گوشیو برداشتم و یه نفس گفتم:

_الهی که آرشین قربونت بره الهی که فدات بشم من میدونی چند روزه صدای قشنگتو نشنیدم

دلم برات تنگ شده چرا نمیای آخه…

باز صدای قهقه ی بهناز بلند شد کفری سرمو برگردوندم که فحشش بدم که نگاهم به قیافه ی

خندون آرمین خورد شوکه نگاهش کردم سوالی چشامو با دستام مالیدم باز نگاه کردم دیدم

آرمین همونجا خندون وایساده اشک تو چشام حلقه بست با ذوق گفتم:

_آرمین

_جونه آرمین

دستاشو باز کرد این یعنی اینکه بیا بغلم چنان قدمی برداشتم و پریدم بغل آرمین که تکون

سختی خورد گریم گرفت بهناز قیافه ی مچاله ایی بخودش گرفت و حرصی گفت:

_آرشین یه قطره اشک بریزی بیچارت میکنم

بعلهههه آدمی که از لحظه یبه دنیا اومدنش تا الان تو خونه ما ولو باشه معلومه که میفهمه چ

مرگمه آرمین منو از بغلش بیرون آورد اخم مصنوعی کرد و گفت:

_چرا الکی اشک میریزی دیوونه منکه اینجام

_پنج ساله روی ماهتو ندیدم عزیزم

با شوق نگاهش کردم لبخندی بهم زد یه دفعه پریدم رو کولش و گفتم:

_آرمین جووووووونممممم سوغاتی چی آوردیی واسم عزیزمممم

آرمین خندشو قورت داد اخم مصنوعی کردو گفت:

_پس دلت برا من تنگ نشده برا سوغاتی تنگ شده

نیشمو باز کردمو گفتم:

 

 

دانلود رمان عاشقانه کام تلخ,رمان عاشقانه کام تلخ, رمان کام تلخ رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور کام تلخ, رمان عاشقانه صحنه دار کام تلخ, رمان عاشقانه ایرانی کام تلخ, رمان عاشقانه کوتاه کام تلخ, رمان عاشقانه ۹۸ia کام تلخ, رمان عاشقانه خارجی کام تلخ, رمان عاشقانه پلیسی کام تلخ, رمان عاشقانه دانلود کام تلخ, کام تلخ,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان کام تلخ,دانلود رمان کام تلخ  برای موبایل,عکس شخصیت های رمان کام تلخ,دانلود رمان کام تلخ  apk,دانلود رمان کام تلخ نگاه دانلود,رمان کام تلخ قسمت اول,دانلود رمان کام تلخ نسخه apk,دانلود رمان کام تلخ apk,رمان کام تلخ قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های زهرا



[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان یادگاری سرخ | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

[ad_1]

دانلود رمان یادگاری سرخ | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل, دانلود رمان یادگاری سرخ با لینک مستقیم, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان ایرانی

دانلود رمان یادگاری سرخ | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

نام رمان: یادگاری سرخ

 زبان: فارسی

 ژانر رمان: عاشقانه

تعداد صفحات: 259

 نوع فایل: pdf

 حجم کتاب رمان عاشقانه: 2.52 مگابایت

 نویسنده: شکوه

 توضیحات:

داستان عشق و زندگی قبل و بعد دختری به اسم شیوا هست که این دو عشق ارتباطی با هم دارن، پایان زیبا.رمان یادگاری سرخ رو از لاولی بوی دانلود و استفاده کنید…

دانلود رمان یادگاری سرخ | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

رمان یادگاری سرخ

مطلب مورد نظر خود را نیافته‌اید؟

۱۸۵ بازدید
۹۶/۰۴/۲۶

مدیر

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان پرستار مادرم | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

[ad_1]

دانلود رمان پرستار مادرم | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل, دانلود رمان پرستار مادرم با لینک مستقیم, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان ایرانی

دانلود رمان پرستار مادرم | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

نام رمان: پرستار مادرم

 زبان: فارسی

 ژانر رمان: عاشقانه

تعداد صفحات: 607

 نوع فایل: pdf

 حجم کتاب رمان عاشقانه: 6.06 مگابایت

 نویسنده: شادی داوودی

 توضیحات:

مهندسی که دختر زیبایی را برای پرستاری از مادرش استخدام میکنه و کم کم بهش علاقه مند میشه اما مهندس سالهای زیادی ازپرستار بزرگتره و یک پسر ۱۱ ساله داره و.رمان پرستار مادرم رو از لاولی بوی دانلود و استفاده کنید…

دانلود رمان پرستار مادرم | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

رمان پرستار مادرم

مطلب مورد نظر خود را نیافته‌اید؟

۱۷۱ بازدید
۹۶/۰۴/۲۶

مدیر

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان شوکا عروس جنگل | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

[ad_1]

دانلود رمان شوکا عروس جنگل | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل, دانلود رمان شوکا عروس جنگل با لینک مستقیم, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان ایرانی

دانلود رمان شوکا عروس جنگل | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

نام رمان: شوکا عروس جنگل

 زبان: فارسی

 ژانر رمان: عاشقانه

تعداد صفحات: 220

 نوع فایل: pdf

 حجم کتاب رمان عاشقانه: 2.39 مگابایت

 نویسنده: مهدیه ( mhk )

 توضیحات:

رمان شوکا عروس جنگل در مورد یه دختره یه دختر به نام شوکا، شوکا تو روستا زندگی میکنه، روستای قصه ما ارباب جوانی داره که به خاطر یه اتفاق زندگی شوکا با این ارباب گره میخوره.رمان شوکا عروس جنگل رو از لاولی بوی دانلود و استفاده کنید…

دانلود رمان شوکا عروس جنگل | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

رمان شوکا عروس جنگل

مطلب مورد نظر خود را نیافته‌اید؟

۵۹ بازدید
۹۶/۰۴/۲۶

مدیر

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان پرستار من | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

[ad_1]

دانلود رمان پرستار من | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل, دانلود رمان پرستار من با لینک مستقیم, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان ایرانی

دانلود رمان پرستار من | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

نام رمان: پرستار من

 زبان: فارسی

 ژانر رمان: عاشقانه

تعداد صفحات: 559

 نوع فایل: pdf

 حجم کتاب رمان عاشقانه: 6.43 مگابایت

 نویسنده: doni.m و گ.شب

 توضیحات:

دختری که زندگیش پر از پستی بلندیه، بر اثر یه اتفاق همه ی زندگیش تغییر می کنه، شاید به سوی خوشبختی میره شاید هم، پایان خوش.رمان پرستار من رو از لاولی بوی دانلود و استفاده کنید…

دانلود رمان پرستار من | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

رمان پرستار من

مطلب مورد نظر خود را نیافته‌اید؟

۵۳ بازدید
۹۶/۰۴/۲۶

مدیر

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان بر خاک احساس قدم میگذارم | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

[ad_1]

دانلود رمان بر خاک احساس قدم میگذارم | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل, دانلود رمان بر خاک احساس قدم میگذارم با لینک مستقیم, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان ایرانی

دانلود رمان بر خاک احساس قدم میگذارم | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

نام رمان: بر خاک احساس قدم میگذارم

 زبان: فارسی

 ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی و پلیسی

تعداد صفحات: 627

 نوع فایل: pdf

 حجم کتاب رمان عاشقانه: 5.98 مگابایت

 نویسنده: f@rnoosh76

 توضیحات:

بعضی وقتا..بعضی جاها..تو یه برهه زمانی اتفاقاتی میافته که میتونه یه زندگی رو عوض کنه..یه احساس رو..یه ارزو رو..یه اینده رو..
گاهی در اون برهه هرکاری که از دستت بربیاد انجام میدی..حتی اگه کل دنیا بر علیه تو بسیج بشن و نذارن تو به خواسته دلت برسی… بعضی جاها تو میشی پیروز میدون..و بعضی جاهای دیگه میشی بازنده و مجبوری خودت رو از گود کنار بکشی…
گاهی وقتا سر دو راهی قرار میگیری و نمیدونی واقعا باید به نفع کی عمل کنی..خودت؟یا کسایی که از خودتم برات عزیزترن؟اون موقع تصمیم گیری خیلی سخت میشه..خیلی بیشتر از خیلی…
داستان قصه ما داستان دختریه که بین همون دوراهی گیر کرده…همون دوراهی ای که قراره آیندشو بسازه..مسیر سرنوشتش..ولی نمیدونه کدوم تصمیم رو بگیره که با خوبی و خوشی مسیر رو برای خودش هموار کنه…ادم هایی سر راهش قرار میگیرن که هر کدوم به نحوی اونو به سمت خواسته دل خودشون سوق میدن…بدون اینکه به احساس این دختر توجه کنن؟…شاید هم با توجه به احساسش دارن این کار رو انجام میدن..برای طی کردن موفقیت هرچه بیشتر این دوراهی… شاید یه اشتباه خیلی کوچیک ..یه تصمیم گیری عجول..باعث بشه دختر قصه چشماشو ببنده و یه دور دور خودش بچرخه..وقتی چشماشو باز کرد..انگشتش رو به سمت دوراهی که سراب واقعیته نشونه بگیره و اولین گام رو برداره….یه گام شاید اشتباه…گامی که اون رو با اتفاقات غیر منتظره ای روبرو میکنه، پایان خوش، رمان بر خاک احساس قدم میگذارم.
رمان بر خاک احساس قدم میگذارم رو از لاولی بوی دانلود و استفاده کنید…

دانلود رمان بر خاک احساس قدم میگذارم | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

رمان بر خاک احساس قدم میگذارم

مطلب مورد نظر خود را نیافته‌اید؟

۱۶ بازدید
۹۶/۰۴/۲۶

مدیر

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان پشت پلک تنهایی

[ad_1]


در دانلود رمان پشت پلک تنهایی یک رمان عاشقانه جدید برای دانلود شما رمان دوستان عزیز سایت عاشقانه لاو 98 قرار دادیم که در مورد یک دختر پاک و زیبا هست که پسری با سماجت او را وارد دنیای عاشقانه خود میکند اما …

دانلود رمان پشت پلک تنهایی

نام رمان:  پشت پلک تنهایی

نویسنده: آسمان اصغر زاده

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:322 صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

دانلود رمان پشت پلک تنهایی

در مورد یک دختر پاک و زیبا هست که پسری با سماجت او را وارد دنیای عاشقانه خود میکند اما …

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خوانیم:

-هوی دختر باز این پسره اومد

با صدای ندا برگشتم عقب وای باز این مهران مقدم کنه اومد

اومد جلوتر:سلام خانم حسینی، روز بخیر

-سلام،همچنین،بفرمائید کاری داشتید؟

-بله راستش میخواستم باهاتون صحبت کنم

-خب،بفرمائید

-اشاره کرد به ندا:نه میخواستم خصوصی باهاتون صحبت کنم

-خواستم حرفی بزنم که ندا زودتر از من گفت:برین آقا ما حرف خصوصی با کسی نداریم

-مقدم:من طرف صحبتم با خانم حسینی بود

ندا همچین چشم غره رفت بهش که من بجای پسره قبض روح شدم ولی اون از رو نرفت و

گفت:لطفا بیاین بریم یه جایی صحبت دارم باهاتون

-آقای محترم لطفا حرفهاتونو اینجا بگید

-نه آخه اینجا نمیشه

-خب منم جای دیگه ای نمیتونم بیام،بعدم بدون اینکه بذارم حرفی بزنه زدم از دانشگاه بیرون

ندا رفت سمت ماشینش نشست خواستم بشینم که دیدم پنچره،ندا داد زد:زود باش آوا دیر شد!

-بیا پایین پنچری!

-با حرص پیاده شد و گفت:حالا چیکار کنیم؟

-نمیدونم،زاپاس نداری؟

-چرا ولی ما که زورمون نمیرسه

خیله خب بیا با آژانس بریم شب داداشتو بفرست بیاد ببرتش

ندا ماشینو قفل کرد و سوار تاکسی شدیم

*************

*

-ندا غر زد:صددفعه بهت میگم به بابات بگو از این ماشین عروسکی خوشگلها برات بخره خانم ناز

میکنه،بابا دیگه این پراید قراضه ی من عمرشو کرده

-ناز نمیکنم،میترسم دیدی که گواهینامم بزور گرفتم

زد تو سرم و تا رسیدن به خونه یه بند غر زد

جلو محوطه ی خونه پیاده شدیم،من گرایه رو حساب کردم خونه ی ما و نگار اینا تو یه مجتمع بود

ولی ساختمانهاش جدا بود

تو سالن از هم جدا شدیم سوار آسانسور شدم و دکمه ی  ۱ رو فشار دادم رفتم بالا

درو باز کردم رفتم تو:مامان؟مامان؟

-مامان از آشپزخونه اومد بیرون

:بله،چرا داد میزنی؟

-گشنمه!گشنمه!

-خیله خب یک ساعتم صبر کن بابات و اردوانم بیاد ناهار بخوریم

رفتم تو اتاق لباسامو در آوردم با حوله و لباس تمیزا رفتم بیرون

رفتم تو حموم

**************

-داشتم موهامو خشک میکردم که در باز شد اردوان اومد تو

جیغ زدم:صددفعه گفتم در بزن شاید لخت باشم

خندید:خب باش نامحرم که نیستم

-پشت چشم نازک کردم:خب حالا چی میخوای؟

-لپ تاپتو لازم دارم،لپ تاپ خودمو دادم تعمیر

-بیا برو بردار بریم ناهار مردم از گشنگی

لپ تاپو برداشت رفتیم بیرون رفتیم تو آشپزخونه نشستیم پشت میز،خورشت قیمه بود غذای

مورد علاقه ی اردوان

اردوان برا خودش کشید و دو لپی شروع کرد خوردن

به شوخی گفتم:نترکی یه وقت،یواش تر دنبالت که نکردن

-با دهن پر گفت:گشنمه!

-مامان از دانشگاه دارن برا مشهد ثبت نام میکنن،منم میخوام برم

-مامان:خوددانی!

-رو کردم سمت بابا:برم بابا؟

-بابا:مامانت که گفت خواستی برو!

زیر لب غر زدم:زن ذلیل!

اردوان شنید و با خنده سرشو تکون داد

**************

*

-غذام که تموم شد بلند شدم برم که اردوان صدام کرد:آوا؟

-بله؟–شب شام با بچه ها بیرونیم،حاضر باش میام دنبالت

-اوکی،به ندا هم میگم بیاد

رفتم تو اتاق و نشستم پشت میز جزوه رو باز کردم و شروع کردم خوندن

اونسری که نرفته بودم فقط مهران مقدم جزوه برداشته بود مجبور بودم برم ازش بگیرم

نصف جزوه رو که خوندم دیدم خوابم گرفته،بلند شدم خمیازه کشان رفتم سمت تخت افتادم

روش

با صدای در چشامو باز کردم اردوان بود که میگفت حاضر شم بریم

اول یه پیام به ندا دادم بعد خودم حاضر شدم هوا سرد بود،لباسامو کامل پوشیدم رفتم بیرون

کفاشامو پوشیدم درو بستم و با اردوان که منتظرم بود سوار آسانسور شدیم رفتیم پارکینک

تو ماشین اردوان طبق عادت یه آهنگ شاد گذاشت و صداشم تا ته زیاد کرد

-وقتی رسیدیم رستوران همه بودن الا ندا اینا

مهدی و مهرسا)پسر دایی و دختر داییم(با چنتا از دوستای اردوان

با همشون سلام احوالپرسی کردیم و نشستیم

ندا و داداشش و زنداشش هم اومدن

بغل دست مهدی یه پسره بود که مهدی دوست صمیمیش معرفی کرد اسمش ماهان بود قدش

کمی از مهدی کوتاهتر بود

چشمم رو بدن برنزش که بی مهابا در معرض دید بود ثابت موند

فهمید و یک چشمک زد که با اخم نگاهم را دزدیدم

هیز بود،مردک

ههمون غذا برگ سفارش دادیم مهرسا بغلم نشسته بود و شدید تو فکر بود،زدم تو بازوش:چته؟

-خندید:هیچی،فردا امتحان دارم هیچی نخوندم

-عیب نداره تا صبح وقت زیاده میخونی

 

 

دانلود رمان عاشقانه پشت پلک تنهایی,رمان عاشقانه پشت پلک تنهایی, رمان پشت پلک تنهایی رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور پشت پلک تنهایی, رمان عاشقانه صحنه دار پشت پلک تنهایی, رمان عاشقانه ایرانی پشت پلک تنهایی, رمان عاشقانه کوتاه پشت پلک تنهایی, رمان عاشقانه ۹۸ia پشت پلک تنهایی, رمان عاشقانه خارجی پشت پلک تنهایی, رمان عاشقانه پلیسی پشت پلک تنهایی, رمان عاشقانه دانلود پشت پلک تنهایی, پشت پلک تنهایی,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان پشت پلک تنهایی,دانلود رمان پشت پلک تنهایی برای موبایل,عکس شخصیت های رمان پشت پلک تنهایی,دانلود رمان پشت پلک تنهایی apk,دانلود رمان پشت پلک تنهایی نگاه دانلود,رمان پشت پلک تنهایی قسمت اول,دانلود رمان پشت پلک تنهایی نسخه apk,دانلود رمان پشت پلک تنهایی apk,رمان پشت پلک تنهایی قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های آسمان اصغر زاده

 

 



[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان تعقیب سایه ها | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

[ad_1]

دانلود رمان تعقیب سایه ها | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل, دانلود رمان تعقیب سایه ها با لینک مستقیم, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان ایرانی

دانلود رمان تعقیب سایه ها | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

نام رمان: تعقیب سایه ها

 زبان: فارسی

 ژانر رمان: جنایی و پلیسی

تعداد صفحات: 155

 نوع فایل: pdf

 حجم کتاب رمان عاشقانه: 4.73 مگابایت

 نویسنده: مهدی کاشانی زاده

 توضیحات:

کل فلیپس، افسر پلیس لس آنجلس در اولین ماموریت کاری متوجه وجود باند خلافکاری در سطح شهر می‌شود اما چون کسی حرف او را باور نمی‌کند مجبور می‌شود به تنهایی برای نابودی این باند تلاش کند و در این راه چیز‌های زیادی را قربانی می‌کند.رمان تعقیب سایه ها رو از لاولی بوی دانلود و استفاده کنید…

دانلود رمان تعقیب سایه ها | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

رمان تعقیب سایه ها

مطلب مورد نظر خود را نیافته‌اید؟

۳۰ بازدید
۹۶/۰۴/۲۴

مدیر

[ad_2]

لینک منبع